کد خبر: ٥٥٨٥٥/ ٠٨:٤٥ - يکشنبه ١ آذر ١٣٩٤/ تعداد بازدید: 4066
چاپ
ارسال به دوست
مدیریت امور دانشجویان شاهد و ایثارگر
مصاحبه با ياسمن شريفي دانشجوي رشته پزشكي و فرزند جانباز دفاع مقدس داراي رتبه چهارم آزمون علوم پايه در اسفند 92
در ادامه روند آشنايي با فرزندان ايثارگران، اين بار به سراغ ياسمن شريفي فرزند جانباز دفاع مقدس رفتيم. او تمام موفقيت خود را علاوه بر لطف الهي مرهون همت و پشت كار خود و حمايت بي دريغ خانواده اش مي داند و پاس داشت از مقام والاي ايثارگران در كلام و عمل او موج مي زند. با هم پاي صحبت اين دانشجوي موفق مي نشينيم.


در ادامه روند آشنايي با فرزندان ايثارگران، اين بار به سراغ ياسمن شريفي فرزند جانباز دفاع مقدس رفتيم. او تمام موفقيت خود را علاوه بر لطف الهي مرهون همت و پشت كار خود و حمايت بي دريغ خانواده اش مي داند و پاس داشت از مقام والاي ايثارگران در كلام و عمل او موج مي زند. با هم پاي صحبت اين دانشجوي موفق مي نشينيم.


ضمن عرض سلام و تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید لطفاً خودتان را معرفی کنید.

ياسمن شريفي متولد اسفند 72 در تهران و فرزند جانباز 35 درصد هستم. پدرم بازنشسته ارتش و مادرم دبير رياضي است. فرزند اول خانواده هستم و يك خواهر دارم كه در دبيرستان مشغول به تحصيل است. در سال 91 در رشته پزشكي اين دانشگاه پذيرفته شدم.

لطفاً از نحوه جانبازي پدرتان برايمان بگوييد.

پدرم متولد 1346 هستند و در سال 63 مانند بقيه هم‌رزمانش باوجود سن كم، داوطلبانه به جبهه اعزام می‌شود؛ و بعد از 18 ماه حضور فعال در خط اول جبهه، دریکی از درگیری‌ها مورد اصابت تركش خمپاره قرار می‌گیرد و از ناحيه فك و صورت و گوش آسيب جدي می‌بیند. به‌طوری‌که استخوان فك از صورت ايشان جدا و جهت مداوا به اصفهان اعزام می‌شود. خوشبختانه عمل جراحي فك با موفقيت انجام می‌شود ولي براثر موج انفجار، شنوايي خود را تا مرز 50 درصد از دست می‌دهد و تا امروز هم از مشكلات اعصاب و روان رنج می‌برد. باوجوداینکه پدرم از بیست‌سالگی كه آغاز سن جواني است سلامتي خود را از دست داد ولي ما هرگز علامتي از تأسف در رفتار و گفتار او نديديم. بلكه همواره ايشان را فردي مصمم و بااراده ديديم كه حتي گذر زمان هم نتوانست کوچک‌ترین خللي در اراده‌اش به وجود آورد.

با توجه به مواردي كه گفتيد مادر شما مشكلي با ازدواج با پدرتان نداشت؟

نقص عضو پدرم نه‌تنها باعث ناراحتي مادرم نشد بلكه حضور پدرم در جبهه، جراحات و مشكلات ظاهري پدرم باعث افتخار مادرم بود و اين ارزش انقدر بالابود كه خود باعث ازدواج آنان شود. مادرم از وصلت با پدرم به خود می بالد. ازنظر ايشان خدمت به يك جانباز جنگي، نبرد در جبهه محسوب می‌شود و ايشان هم به‌نوعی خود را مديون اين انقلاب و خون شهدا و ايثار جانبازان می‌داند. مادرم زندگي خود را وقف خدمت به پدرم كه يادگار جنگ بود كرد و هرگز شكايتي از اين بابت ندارد.
من هرگاه پدرم را می‌بینم كه از جواني و سلامت خود گذشت و مادرم را كه بی‌توجه به نگاه ديگران پدرم را پذيرفت، به خود مباهات می‌کنم. اينان از نسل آزادگان و غيوران هستند. افرادي كه حسين وار و زينب وار پاي حرف امام خود ماندند و دنيا را مبهوت بزرگي خود كردند.

كمي از خصوصيات اخلاقي پدر و مادرتان و نقش آن‌ها در موفقيت خودتان برايمان بگوييد.

مادر من دبير رياضي است و همين امر باعث می‌شد كه نسبت به درس خواندن ما بسيار حساس باشد. ايشان به تمام معني درس خواندن ما را در خانه كنترل می‌کرد و شرايط را جوري مهيا می‌ساخت كه ما اصلاً احساس ضعف و ناراحتي نكنيم. بالاخره پدر من يك مجروح جنگي است و شرايط خاص خودش را دارد. ولي مادرم خدمت به پدرم را وظيفه خود می‌داند و بر اين باور است كه تربيت فرزندان اين بزرگ‌مردان تكليفي است الهي و اين نعمت شامل حال هرکسی نمی‌شود. بنابراين در خانه به‌عنوان همسر خاضعانه به پدرم خدمت مي كند و به امور منزل رسيدگي می‌کند، به‌عنوان يك دبير در جامعه انجام‌وظیفه می‌نمايد و به‌عنوان يك مادر در امور درسي ما پشتكار و همت ویژه‌ای از خود نشان می‌دهد. پدرم هم تا جايي كه شرايطش اجازه می دهد ما را موردحمایت و الطاف پدرانه خود قرار می‌دهد. خصوصيت بارز پدرم صبر ايشان است و همواره ما را به داشتن صبر توصيه می‌کند. ازنظر پدرم زندگي قابل پیش‌بینی نيست و تنها با نيروي ايمان، اعتقاد و صبر بايد وارد بازي زندگي شد. خضوع مادرم و صبر پدرم ستودني است و من از خداوند منان به دليل داشتن چنين والديني سپاسگزارم. شير مردي كه در وقت خطر، جواني خود و سلامتش را وقف فرزندان اين آب‌وخاک كرد و شير زني كه با بينشي صحيح زينب وار به تيمار پدر ايثارگرم پرداخت تا دنيا بداند در مقابل عظمت اين آب‌وخاک و دفاع از مقدساتمان همه ایستاده‌ایم. اميدوارم هرگز خاطره رشادت‌های اين زنان و مردان از ذهن نسل‌های بعدي پاك نشود و روحيه ايثار و شهادت در ما زنده بماند.

حس و حال خود را بعد از شنیدن خبر قبولي در دانشگاه برايمان بگویید.
 من از بچگي به رشته پزشكي علاقه داشتم چون تصورم اين بود كه پزشک‌ها فرشته‌های خداوند بر روي زمين هستند و به‌واسطه رحمت الهي درد بيماران را تسكين می‌دهند. البته رسيدن به اين نقطه از زندگي برايم آسان نبود. من در دوران دبيرستان روزي 6 ساعت درس می‌خواندم و در سال آخر كه براي كنكور آماده می‌شدم از كتابخانه استفاده می‌کردم و تا دیروقت آنجا می‌ماندم. حتي گاهي كه مادرم براي بردن من می‌آمد، من متوجه حضور ايشان يا گذشت زمان نمی‌شدم. چون هدفم بالابود و هياهوي بيرون هرگز نمی‌توانست مانع رسيدن به هدفم شود. من از سهميه استفاده نكردم و باهمت خودم و كمك والدينم و توفيق الهي به اينجا رسیدم. البته حضور در مدارس شاهد در موفقیتم مؤثر بود. مدرسه ما برنامه آموزشي خوب و قوي داشت و احتياجي به شركت در کلاس‌های تقويتي يا كنكورهاي آزمایشی نداشتم و چون با معدل 19.98 موفق به كسب ديپلم شدم بعد از كنكور مطمئن بودم كه در رشته پزشكي پذيرفته می‌شوم. بنابراين بعد از شنيدن خبر قبولي در اين رشته فقط به خاطر خوشحالي والدينم شاد بودم. حال كه به لطف و مدد الهي اين توفيق نصيبم شده تا من هم در رشته پزشكي درس بخوانم انگيزه من براي كمك به ديگران و رسيدن به مدارج بالاتر دوچندان شده است و در اين راه سخت محتاج دعاي خير پدرو مادرم هستم.

نقش والدینتان را در موفقيت خود چگونه ارزيابي می‌کنید؟

خانواده ما زمينه مذهبي داشته و دارد؛ و من فكر می‌کنم موفقيت امروز من مرهون همين اعتقادات مذهبي است. چون وقتي آدم می‌خواهد پرواز كند بايد به‌جای بالاتري وصل باشد؛ و خانواده نقش مؤثری در بارور شدن انديشه بچه‌ها دارد. پدرم به‌نوبه خود نقش بسيار مهمي در شکل‌گیری باورهاي ما داشت و با توجه به صبر بزرگي كه دارد توانست در تمام امور زندگي من نقش مشاور خوب را ايفا كند او هیچ‌وقت ما را به انجام كاري وادار نكرد بلكه با نشان دادن "راه بهتر" ما را در انتخاب "مسیر بهتر" راهنمايي كرد. مادرم هم واقعاً سنگ تمام گذاشت. رفتار والدينم به‌گونه‌ای بود كه ما توانستيم خيلي راحت باهم ارتباط برقرار كنيم. به‌عبارت‌دیگر والدينم با بينش صحيح توانستند همگام با ما رشد اجتماعي و فرهنگي را تجربه كنند و ارتباطات ما را با توجه به تجربه و اعتقاداتشان مديريت كنند. به‌طوری‌که ما هرگز چيز پنهاني از والدينمان نداشتيم؛ و اين امر باعث شد ارتباط صميمي و خوبي بين ما به وجود آید. البته خود من هم دانش‌آموز درسخواني بودم و از بطالت وقت متنفر، بنابراين توانستم دبيرستان را با معدل خوبي به اتمام برسانم و در طي دوران تحصيل در دانشگاه هم همواره جزء دانشجويان برتر بودم و در امتحان جامع علوم پايه، نفر چهارم دانشكده پزشكي شدم. البته تمام اين موفقیت‌ها را مرهون خداي بزرگ خودم هستم چون بر اين باورم اگر خدای‌ناکرده خدا را از زندگي خود خط بزنيم به ناکجاآباد خواهيم رسيد.

نحوه درس خواندن شما در دانشگاه چگونه است؟

 واضح است كه نحوه درس خواندن در دانشگاه با مدرسه فرق دارد ما در مدرسه طبق قانون خاصي درس می‌خواندیم و درس پس می‌دادیم و حركت ما در قالب يك چهارچوب آموزشي بود ولي در زمان دانشجويي اين چهارچوب‌ها ديگر مفهومي ندارد و شما موظف به درك موقعيت خود به‌عنوان يك دانشجو هستي.
بعضي از بچه‌ها فكر می‌کنند اگر در كلاس حضور نداشته باشند و فقط از جزوه‌ها يا صداي ضبط‌ شده استفاده كنند براي آن‌ها کافی است، ولي من می‌گویم ارتباط كلامي و چشم در چشمي كه استاد با دانشجو برقرار می‌کند بسيار مهم است. چون اگر این‌گونه بود نيازي به حضور استاد سر كلاس درس نبود و همه می‌توانستند به‌صورت مجازي درس بخوانند امتحان بدهند و به مقاطع بالاتر بروند. بنابراين حضور در کلاس‌ها و استفاده از محضر اساتيد را به تمام دوستانم سفارش می‌کنم و یادداشت‌برداری از سخنان كليدي استاد جهت يادگيري بهتر مفاهيم را روشي خوب مي دانم. حضور در بهترين قطب آموزشي كشور و نعمت استفاده از بهترين اساتيد، نعمتي است كه نصيب هركسي نمی‌شود بنابراين بايد از تمام امكاناتي كه دانشگاه در اختيار ما می‌گذارد استفاده بهينه كنيم. چون در غير اين صورت علاوه بر اينكه عمر خودمان را هدر داده‌ایم و توشه‌ای برنداشته‌ایم به بیت‌المال هم خيانت کرده‌ایم. حضور ما در اين فضاي آموزشي واقعاً هزینه‌بر است و اميدوارم بتوانيم به‌عنوان خادم مردم در خدمت آن‌ها قرار بگيريم. من گاهي می‌بینم كه بعضي از دانشجويان دير به کلاس می‌آیند يا به‌صورت گروهي كلاس استاد را ترك می‌کنند. اين مسئله ابداً از اهميت استاد و كلاس درس او چيزي كم نمی‌کند فقط نشان‌دهنده رفتار ناپسند اين دانشجو نماهاست. کلاس‌ها با هزينه زيادي برگزار می‌شود و من واقعاً متأسف می‌شوم كه اين گروه افراد، وقت زيادي را صرف شبکه‌های اجتماعي بی‌ارزش می‌کنند ولي از حضور در كلاس درس چشم‌پوشی می‌کنند. درس خواندن يا نخواندن ما براي استاد مهم نيست و اصولاً فشاري در دانشگاه براي درس خواندن به بچه‌ها وارد نمی‌شود. بايد انگیزه‌های دروني براي فراگیری از زمان دبيرستان تقويت شود تا پذيرش محيط دانشگاه راحت‌تر باشد و اين امر عزم جزم دست‌اندرکاران را می‌طلبد.

آيا شما به فعالیت‌های فوق‌برنامه هم اهميت می‌دهید يا فقط در رشته خودتان مطالعه می‌کنید؟
دانشجو نقش مهمي را در جامعه ايفا می‌کند و نبايد به‌صرف درس خواندن، خود را از بقيه فعالیت‌های فوق‌برنامه دور كند. اختصاص زماني از روز جهت مطالعه آزاد و آگاهي به مسائل جامعه براي دانشجويان بسيار واجب است. ما نبايد بگذاريم دشمن از بی‌اطلاعی ما در مورد مسائل روز سوءاستفاده كند.
ورزش كردن هم براي همه لازم است و نبايد به‌صرف اينكه درس می‌خوانیم خود را از حضور درصحنه‌های ورزشي محروم كنيم. زيرا ذهن آزاد، توانايي يادگيري بهتر مطالب را دارد. آدمي كه ورزش می‌کند هم ازنظر ذهني و هم ازنظر جسمي بهتر می‌تواند به ديگران كمك كند.
شركت در نشست‌های مختلف علمي و ادبي هم براي دانشجويان لازم است و با برنامه‌ریزی می‌توان به تمام اين اهداف دست‌یافت. نبايد به‌صرف اينكه در رشته پزشكي تحصيل می‌کنیم خودمان را از فضاي جامعه دور كنيم. حتي كنار گذاشتن محيط مجازي هم ازنظر من كار درستي نيست. زيرا محيط مجازي يك وسيله است و می‌توان ازآن‌جهت تبادل اطلاعات خوب استفاده كرد. ولي اين فضا جاي كار زيادي دارد و دست‌اندرکاران بايد سعي كنند بيشتر روي اين محیط‌ها تسلط داشته باشند.

نظر شما در مورد دوست خوب چيست؟
هركس ديدگاه خودش را راجع به دوست دارد. اعتقاد من اين است كه ما در دوستي با آدم‌ها، احتياج مادي به آن‌ها نداريم بلكه می‌خواهیم باکسی ارتباط داشته باشيم تا نيازهاي معنوي و روحي و رواني ما را پوشش دهد. مهم‌ترین معيار من در دوستي باایمان بودن و باخدا بودن دوست است. زيرا دوست بايد بتواند ما را ازنظر معنوي تقويت كند و در مدار آرامش بالاتري قرار دهد. دوستي با حسودان و بخيلان و كساني كه اعتقادات همسو و هم‌جهت با آدم ندارند درنهایت به ثمر نمی‌رسد و پايدار نيست. من هم با آدم‌های زيادي ارتباط برقرار می‌کنم ولي درنهایت پس از شناخت روحيات آن‌هاست كه تصميم می‌گیرم او را به حريم خصوصي خود وارد كنم يا از وي فاصله بگيرم. در یک‌کلام، دوست كمتر و خوب‌تر داشتن بهتر از دوست شدن با همه است. وقتي ما با دوستان جدي و درس‌خوان نشست‌وبرخاست داشته باشيم انگیزه‌هایمان جهت یادگیری تقويت می‌شود و هرگاه بی‌حوصله و خسته باشيم هم می‌توانیم از آنان انرژي بگيريم.

چه صحبتي براي دوستان خوددارید؟
از دوستانم می‌خواهم كه خدا را در همه حال در نظر داشته باشند. چون وجود خدا به ما آرامش معنوي می‌دهد و مانع تحليل انرژي ما در برخورد با مشكلات می‌شود. آزادي و رفاهي كه ما الآن داريم در سايه جان‌فشانی پدران و برادرانمان به‌دست‌آمده است. اگر تفكر ايثار در اين كشور وجود نداشت ما الآن شرايطي بدتر از مردم سوريه و عراق داشتيم. عزيزاني كه از جواني خود و تمام آرزوهايشان دست كشيدند و با دست‌خالی سپر بلاي ما شدند تا ما باافتخار اينجا بايستيم و بالنده شويم. از دوستانم می‌خواهم سعي كنند اين روحيه ايثار طلبي را در وجود خود و جامعه زنده نگه‌دارند. آن چيز كه جامعه امروزي ما به آن نيازمند است نسلي متدين و بادانش است كه فرهنگ ايثار را براي خود يك ارزش می‌داند. دشمن در حال حاضر جوانان ما را نشانه‌گیری كرده است و سعي می‌کند ميزان ارزش‌ها را در اين جامعه کم‌رنگ كند. پدران ما در جنگ گرم با دست‌خالی ايستادند و از آرمان‌های خود دفاع كردند اين جنگ در حال حاضر فيزيكي نيست و دشمن در حال مقابله با ما از طريق جنگ نرم است. اگر بتواند از عمق بزرگي جنگ و رشادت‌های عزيزانمان كم كند ما را شكست واقعي داده است. شكل جنگ عوض‌شده و ما براي مقابله با دشمن احتياج به شناخت بهتر، از "آرمان‌هایمان" داريم. برنده نهايي اين جنگ كسي است كه خود را به نيروي علم و ايمان و آگاهي تجهيز كرده باشد. خدا را شكر كه ما در كشورمان همه نوع امكاناتي داريم و تنها وظيفه ما استفاده درست از اين امكانات است. اكنون بار مسئولیت ما از پدرانمان سنگین‌تر شده است ما علاوه بر اينكه بايد به‌عنوان افرادي فرهيخته و دانش‌آموخته در مجامع بین‌المللی با دست‌پر حاضر شويم بايد به دنيا بگوييم ترسي از شهادت درراه آرمان‌هایمان نداريم. دنيا بايد بداند ما از نسل غيورانيم./ق
از اینکه وقت خود را به ما اختصاص دادید سپاسگزاریم

گفتگو: نجمه عبدالكريمي

انتهای پیام / *
کلید واژه ها
اخبار مرتبط
نظرات کاربران
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد