کد خبر: ٧٩١٨٦/ ١١:٥٩ - چهارشنبه ٢٤ مرداد ١٣٩٧/ تعداد بازدید: 1139
چاپ
ارسال به دوست
مدیریت امور دانشجویان شاهد و ایثارگر, گروه خبری RSS
به مناسبت سالگرد بازگشت آزادگان سرافراز
مصاحبه با قهرمان جهان در رشته پاورلیفتینگ و فرزند معزز شهید دکتر ابوالفضل هاشم پور
موفقیت واقعی از آن کسانی است که سعادت خود را در گرو خوش بختی دیگران جستجو می کنند.
همزمان با سالگرد ورود آزادگان سرافراز به کشور و تجلیل از مقام شامخ شهدا و ایثارگران این بار گپ و گفتی دوستانه با ابوالفضل هاشم پور دانشجوی مقطع تخصص پزشکی ورزشی و قهرمان پاورلیفتینگ جهان داشتیم.

این دانشجو که خود فرزند شهید است در این مصاحبه از رشادتهای  مردان و زنانی می گوید که تا پای جان بر سر اعتلای این کشور و آرمانهایش ایستادگی کردند و با تمام کاستی های زندگی کنار آمدند تا نسلی متعهد و فرهیخته را پرورش دهند که بر قله های علمی و ورزشی دنیا خوش بدرخشند و پرچم خوشرنگ ایران را در این مجامع بین المللی بالا ببرند. ضمن تقدیر و تشکر از این بزرگ مرد با هم پای صحبت این قهرمان ملی مینشینیم.

با سلام و تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید. لطفا خود را معرفی فرمایید.

 ابوالفضل هاشم‌پور دانشجوی مقطع تخصص پزشکی ورزشی متولد سال 56 در استان فارس شهرستان استهبان هستم. پدرم  شهید محمدجعفر هاشم‌پور کارمند دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود که در سال 65 به مقام شهادت رسید مادرم خانه‌دار است و بعد از شهادت پدرم مسئولیت بزرگ کردن چهار فرزند را به عهده داشت.

در مورد نحوه شهادت پدرتان برایمان بفرمایید.

پدرم متولد سال 1325 بود و در زمان شکل‌گیری انقلاب فعالیت زیادی داشت و بعد از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی با وجود داشتن فرزند کوچک داوطلبانه به جبهه اعزام شد و بارها مورد جراحت قرار گرفت. پدرم  بسیار ورزیده و به گفته هم رزمانش  شجاع بود. او غواص و آرپی چی زن بود و در چندین عملیات به عنوان صف شکن، حضور فعال داشت. در سال 1365 در حال انجام عملیات در شلمچه و انهدام تانک‌های عراقی بود که مورد اصابت ترکش تیر تانک قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد. به یاد دارم هنگامی که با جنازه پدرم وداع می‌کردم فقط نه سال سن داشتم و یک لکه بزرگ خون روی سینه پدرم به چشم می‌خورد و هم‌رزمان پدرم گفتند که ترکش مستقیم به قلب او برخورد کرده پنج دقیقه قبل از شهادت پدرم، خواهرزاده‌اش که فقط 18 سال سن داشت در آغوش پدرم  به شهادت رسیده بود و مراسم خاک‌سپاری این دو شهید غواص باهم برگزار شد.خانواده پدرم سیزده شهید و خانواده مادرم چندین شهید و آزاده و جانباز به میهن تقدیم نموده است.

مادر شما چگونه با این شرایط مواجه شد؟

مادرم در زمان شهادت پدرم کمتر از سی سال سن داشت.من کودکی نه ساله بودم و خواهرم شش سال و برادرم پنج سال سن داشتند و خواهر کوچک‌ترم فقط شش ماه داشت . خود این حقیقت بیان‌کننده درد و رنجی است که مادرم در آن روزگار تحمل کرد. شیر زنی که بعد از شهادت همسرش مرد و مردانه بار زندگی را به دوش کشید و ما فرزندان هر چه داریم از او می‌دانیم. در آن زمان کشور هنوز درگیر جنگ بود و مشکلات اقتصادی زیادی وجود داشت شاید نزدیک به دو ماه در خانه پدربزرگم ماندیم ولی بعدازآن مادرم تصمیم گرفت به مجرای اصلی زندگی‌اش برگردد. گرچه از دست دادن شوهری مهربان، داشتن چهار فرزند خردسال و شرایط بد اقتصادی چیزی نبود که بشود راحت با آن کنار آمد، ولی مادرم ما را به خانه خودمان برگرداند و از ما خواست با کاستی‌های زندگی کنار بیاییم و راه کنار آمدن با آن را بیاموزیم. مادرم مدیریت خوبی در منزل  دارد و به پاکیزگی و آراستگی خانه  خیلی اهمیت می‌دهد. در کنار این موارد به اوضاع درسی ما هم اشراف کامل داشت و به تمام امور درسی ما رسیدگی می‌کرد ازاین‌رو ما توانستیم در سایه لطف مادرم و خواست خدا به مدارج علمی خوبی برسیم. من و خواهرم در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پذیرفته شدیم و برادرم کارشناس ارشد رشته مدیریت پزشکی است.در کنار این موارد مادر مشوق اصلی من در امور ورزشی هم بود . علیرغم تمام موارد، متأسفانه ما خواهر کوچک‌ترمان را که در زمان شهادت پدر فقط شش ماه داشت به دلیل بیماری سرطان  ودر  سن شانزده‌سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری سخت  از دست دادیم  و خانواده و به خصوص مادرم دچار ضربه روحی شدید شد .

چه خاطره‌ای از پدر داری؟

پدرم بسیار فعال، شوخ‌طبع و پر انرژی بود و به ورزش علاقه زیادی داشت. من فرزند اول خانواده  هستم و پدرم مرا از چهارسالگی به سمت و سوی ورزش سوق داد. ژیمناستیک را از دوران مهدکودک شروع کردم و چندین مقام قهرمانی کسب کردم. در ادامه شنا تمرین می‌کردم و به‌مرورزمان به ورزش‌های دیگر هم علاقمند شدم و از همان کودکی در ورزش‌های آمادگی جسمانی و غیره در سطح آموزشگاه‌ها شرکت می‌کردم و چندین سال متوالی مدال طلای این رقابت‌ها را کسب نمودم. در زمانی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شدم، قهرمان چندین دوره مسابقات ورزش‌های رزمی از جمله کاراته، کونگ‌فو و آمادگی جسمانی در سطوح استان فارس و کشور بودم.

بهترین خاطره‌ای که از پدرم دارم، دریافت یک پکیج کامل وسایل ورزشی است که  در سن هشت‌سالگی و در روز تولدم به من هدیه داد و این بهترین و آخرین کادویی بود که من از ایشان گرفتم و هر وقت که در میادین ورزشی حاضر می‌شوم به یاد پدرم می‌افتم.

در مورد نحوه درس خواندن خودت بفرمایید؟

در زمان ما مدارس شاهد وجود نداشت و ما در مدارس عادی درس می‌خواندیم ولی من همواره شاگرد اول بودم و وضعیت درسی خوبی داشتم البته چون من علاوه بر درس خواندن، هم به فعالیت‌های ورزشی می‌پرداختم و هم به فعالیت‌های قرانی اهتمام خاصی داشتم با ذهن بازتری به یادگیری دروس می‌پرداختم و معتقدم فقط درس‌خوان بودن کافی نیست بلکه باید فعالیت‌های موازی داشت و از حالت تک بعدی بیرون آمد. این امر باعث شد که من فکر سالم‌تری داشته باشم و برای رسیدن به نمرات بهتر، بیشتر و بهتر درس خواندم و توانستم در سال 74 در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پذیرفته شوم. بعد از اتمام مقطع دکتری در سال 81 شروع به کار در مراکز درمانی و بهداشتی استان فارس کردم و در سال 85 به استخدام دانشگاه علوم پزشکی شیراز در آمدم. در سال 87 با توجه به سوابق ورزشی‌ام به سمت مدیر کل تربیت بدنی دانشگاه علوم پزشکی شیراز  و رئیس کمیته ورزش کارکنان و اعضاء هیئت‌علمی منصوب شدم و تا سال 94 ورزش را به صورت حرفه‌ای ادامه ‌دادم.

 در سال 94 بعد از آشنایی با رشته پزشکی ورزشی تصمیم گرفتم دوباره به محیط علمی برگردم بنابراین دوباره شروع به درس خواندن کردم و توانستم در مقطع تخصص این رشته در دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شوم.

در مورد فعالیت‌های خود در زمان دانشجویی برایمان بفرمایید.

 رشته تخصصی من پزشکی ورزشی است و هدف اصلی رشته ما ارتقاء سلامت ورزشکاران در سطوح ملی و سطوح دیگر با توجه به آسیب‌های عضلانی اسکلتی، باز توانی پس از آسیب، علم تمرین و مدیریت مشکلات پزشکی ورزشکاران و تغذیه آن‌هاست. یکی از ابعاد رشته ما توجه به ورزش بیماران و درمان مشکلات جسمی و روحی آن‌ها به وسیله طراحی فعالیت‌های فیزیکی و ورزشی است. در همین راستا، یکی از اساتید محترم گروه، خانم دکتر ابوالحسنی که در زمینه فعالیت‌های بدنی خاص بیماران ام‌اس فعالیت دارند سعی کردند برنامه‌ای ورزشی مخصوص این دسته از بیماران تهیه کنند و من هم افتخار داشتم که در کنار ایشان و به عنوان پزشک متخصص در تهیه یک برنامه تلویزیونی حضورداشته باشم و به زودی شاهد پخش این برنامه از شبکه‌های جهانی و داخلی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، خواهیم بود.

برنامه بعدی تدوین برنامه ورزش همگانی در منزل است که مراحل ضبط آن در دانشکده علوم مجازی انجام شد و برنامه‌ها به صورت کتابچه و دی وی دی در حال حاضر شدن است و سعی بر آن است که این برنامه‌ها حتی به روستاها  و دورترین نقاط کشور هم برسد. این کار با همکاری خانم دکتر علیزاده از اساتید خوب گروه خودمان به سفارش معاونت بهداشتی وزارت بهداشت و درمان، اجرا گردید.

در همین دوران چند مقاله پژوهشی هم ارائه داده‌ام که در حال آماده شدن برای بارگذاری روی ژورنال است.

همچنین به لطف خدا توانستم در ابتدای سال سوم تحصیل، از پایان‌نامه خود تحت عنوان بررسی تأثیر مصرف 6 هفته مکمل HMB بر ترکیب بدن خانم‌های دارای اضافه‌وزن، دفاع کنم و همین جا از اساتید خوبم که نهایت همکاری را در این امر با من داشتند، سپاسگزاری می‌کنم.

ازدواج‌کرده‌ای؟

بله وقتی که دانشجوی سال چهارم بودم ازدواج کردم. با کمال افتخار باید بگویم که همسرم هم از فرزندان شهدای گران‌قدر و کارکنان رسمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و از ورزشکاران و مربیان باتجربه در امر ورزش هستند و هم اکنون در مقطع دکترای تخصصی تربیت بدنی در حال اتمام پایان‌نامه خود هستند. به دلیل آشنایی خانوادگی قبلی، ما از نظر فرهنگی و اجتماعی در یک طبقه قرار داشتیم و خیلی راحت می‌توانستیم حرف همدیگر را بفهمیم. ما آن موقع اصلاً به حاشیه ازدواج فکر نمی‌کردیم و تصمیم داشتیم به جای خودنمایی، در کنار هم بودن را تجربه کنیم. خیلی ساده و با حمایت‌های خانواده‌هایمان ازدواج کردیم و از همان ابتدا در خوابگاه متأهلی ساکن شدیم و در اولین جشن سرا سری ازدواج دانشجویی که در تالار وزارت کشور با حضور مسئولان عالی‌رتبه کشوری برگزار شد، شرکت کردیم.

ازدواج دانشجویی را پیشنهاد می‌کنی؟

این مسئله به شرایط خود آدم بستگی دارد تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که در یک سن خوب ازدواج کردن بهتر از دیر ازدواج کردن است؛ بنابراین از دوستانم می‌خواهم به خاطر به دست آوردن یک موقعیت بهتر، زمان ازدواج خود را عقب نیندازند. البته ازدواج در سن پایین مشکلات خودش را دارد ولی باعث می‌شود که دو نفر در کنار هم تکامل شخصیتی را تجربه کنند.وقتی سن بالاتر می‌رود خواسته‌ها و انتظارات طرفین از زندگی و از همدیگر بالاتر می‌رود و حساسیت‌ها زیادتر می‌شود. مهم‌ترین مزیت این نوع ازدواج آن است که آدم درگیری فکری و روحی پیدا نمی‌کند و وارد رابطه‌های ناسالم نمی‌شود. البته همه این‌ها به این بر می‌گردد که انتخاب درست و آگاهانه‌ای داشته باشیم و به خاطر مسائل ظاهری به کسی دل‌بستگی پیدا نکنیم بلکه ازدواجی با تدبر و آگاهانه داشته باشیم

پدر شدن چه تغییری در شما به وجود آورد؟

اگر بخواهم واقعیت را بگویم پدر شدن باعث کامل تر شدن شخصیت من شد وقتی که فرزندی به دنیا میاید دیگر نگاه آدم و سلایق و علایق آدم تغییر می‌کند. وقتی شما از چشم یک پدر یا مادر به زندگی نگاه می‌کنی بسیاری از مسائل که تا قبل به آن فکر نمی‌کردی برایت پیش میاید و برخورد با این چالش‌ها باعث بزرگ‌تر شدن دایره فکر و نگاه و زندگی ما می‌شود. اکنون دختر ما نقطه مشترک زندگی ماست و پایه‌های زندگی‌مان با تولد او محکم‌تر شده و من از این بابت از خدای بزرگ سپاسگزارم.

در مورد افتخارات ورزشی خود برایمان بفرمایید.

  همان‌طور که عرض کردم، من از 4 سالگی وارد دنیای ورزش شدم و در سن 10 سالگی به صورت جدی شروع به فعالیت ورزشی حرفه‌ای در رشته‌های رزمی کردم. از سن 13 سالگی تا کنون، مربیگری در رشته‌های ژیمناستیک، کاراته، کونگ‌فو، بدن‌سازی و پاورلیفتینگ را در کارنامه دارم. از سال 74 به رشته پاورلیفتینگ روی آوردم و در اولین مسابقه توانستم به مدال طلای استان دست یابم. به همین ترتیب موفقیت‌ها یکی پس از دیگری در سطوح بالاتر ادامه یافت. با کمال افتخار،مدال طلای خود در مسابقات جهانی پاورلیفتینگ 2012 لوتسک اوکراین را تقدیم به روح پاک شهیدان وطنم نمودم و مدال طلای مسابقات جهانی 2017 تفلیس گرجستان را به دلیل  مصادف شدن آن با حادثه تروریستی مجلس شورای اسلامی، تقدیم به روح مطهر شهدای این حادثه نمودم. همچنین بیش از 70 مدرک فنی، مربیگری، داوری و قهرمانی از سطوح استانی تا بین‌المللی و جهانی در رشته‌های رزمی، قدرتی و ... دارم. هم اکنون به عنوان رئیس کمیته پزشکی کیوکوشین کاراته ایران، در خدمت فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران و عزیزان ورزشکار هستم. در کنگره‌ها، همایش‌ها و دوره های کارورزی پزشکی، ورزشی و دوره‌های مربیگری و فنی، تدریس می‌کنم. اخیراً به عنوان پزشک تیم ملی فوتبال جوانان جمهوری اسلامی، تجربه حضور در اردوها و مسابقات بین‌المللی را در رشته فوتبال هم کسب نمودم. به عنوان پزشک کاروان ورزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران اعزامی به سیزدهمین المپیاد ورزشی دانشجویان سراسر کشور، پیگیر امور پزشکی ورزشی این عزیزان هستم. در زمان مدیریت بنده به عنوان مدیر کل تربیت بدنی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، 4 دوره متوالی مقام‌های قابل‌توجه قهرمانی المپیادهای ورزشی دانشجویان سراسر کشور را کسب نمودیم. همچنین بنیان‌گذار مدارس ورزش دانشگاه در شیراز هستم که پس از گذشت 10 سال هنوز این مدارس فعال هستند. افتخار این را دارم که صدها هنرجو و ورزشکار را از سطوح ابتدایی تا قهرمانی و ملی، هدایت و تربیت  کنم. ده‌ها تقدیرنامه از مسئولان عالی‌رتبه ورزش کشور و وزارت بهداشت و درمان و روسای دانشگاه‌ها را دریافت کرده ام. به عنوان پزشک نخبه ورزشکار از جانب انجمن دانش‌آموختگان دانشگاه شیراز انتخاب شدم و در کتاب تاریخ ورزش فارس، جزء ورزشکاران شاخص استان انتخاب گردیدم. ایثارگر منتخب ورزشی جهت حضور خدمت ریاست محترم جمهوری گردیدم و  به عنوان دانشجوی برگزیده بخش ورزشی در جشنواره دانشجویی ابن‌سینا دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 96، انتخاب گردیدم.

چه توصیه‌ای به دانشجویان داری؟

متأسفانه من دانشجویان زیادی را می‌بینم که دچار مشکلات عضلانی هستند و اهل ورزش نیستند و این امر در آینده عواقب خوبی ندارد. قشر جوان ما باید اوقات فراغت خود را با فعالیت‌های ورزشی پر کند نه اینکه دائم با وضعیتی نادرست پشت سیستم بنشیند یا سر در گوشی همراه فروببرد. متأسفانه مسئولین هم این مشکل را زیاد جدی نمی‌گیرند. امیدوارم شرایطی پیش بیاید که نسل جدید با ورزش رابطه بهتری برقرار کند و از دنیای تک بعدی خود بیرون بیاید. در زمان ما دانشجوها هم درس می‌خواندند هم ورزش می‌کردند و هم فعالیت‌های سیاسی اجتماعی فرهنگی داشتند و موفق هم بودند. ما همیشه جوان و پر انرژی باقی نمی‌مانیم و بهتر است با لحاظ کردن فعالیت‌های ورزشی در زندگی خودمان، سعی کنیم از این خمودگی دوری کنیم. هم اکنون در این فرصت می‌خواهم از استاد عزیزم جناب آقای دکتر حلبچی به عنوان مدیر گروه محترم پزشکی ورزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و معاون محترم دانشجویی دانشگاه که مشوق و حامی اصلی بنده بوده‌اند و توجه خاصی به ورزش و فعالیت‌های فوق‌برنامه دانشجویان دارند نیز تشکر و قدردانی کنم، همچنین دیگر اساتید دانشمند گروه که همگی در راه اعتلای رشته تخصصی پزشکی ورزشی، تلاش شبانه‌روزی دارند.

آیا خودت را فرد موفقی می‌دانی؟

اول باید تعریفی از موفقیت داشته باشیم تا بتوانیم طبق آن معیار خودمان را ارزیابی کنیم. من موفقیت را در گذر از سختی‌ها و ایستادن پس از هر افتادنی می‌دانم. من بعد از شهادت پدرم شرایط سختی را تجربه کردم ولی حضور مادری مدیر و مدبر در کنار خانواده در گذر از این بحران واقعاً لطفی بزرگ از جانب خداوند بود ما توانستیم شرایط بد اقتصادی و مشکلات روحی روانی را از سر بگذرانیم و بالنده شویم ولی موفقیت واقعی از آن کسانی است که خوشحالی خود را در خوش بختی و سعادت دیگران جستجو می‌کنند. من فقط می‌توانم خودم را با خودم مقایسه کنم و پیشرفت زندگی‌ام را ببینم. ولی وقتی خودم را با استادی وارسته چون دکتر ایمانیه رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی شیراز و قایم مقام کنونی وزیر بهداشت در جنوب کشور مقایسه می‌کنم می‌بینم سعادت با موفقیت فرق دارد و ایشان در جایگاهی بسیار والاتر قرار دارد. دیدن این مردان خدا که جان و مال و وقت خود را صرف بالنده شدن نسل جوانی متعهد و با کمالات می‌کند به من می‌گوید که موفقیت راهی است که پایانی بران نمی توان تصور کرد و تا آخرین نفس باید در این راه گام برداشت و به مردان خدا تاسی کرد به قول شاعر: تا جان بود در تن بکوشیم      بود کز جام او یک جرعه نوشیم

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قراردادید.

 

عکس و خبر: نجمه عبدالکریمی

انتهای پیام / *
کلید واژه ها
اخبار مرتبط
نظرات کاربران
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد