کد خبر: ٦٣٧٠٤/ ١١:٢٥ - شنبه ١٥ آبان ١٣٩٥/ تعداد بازدید: 1528
چاپ
ارسال به دوست
مدیریت امور دانشجویان شاهد و ایثارگر
یادگاران عرصه دفاع مقدس
گفتگو با برادران میر شاه ولد
با برادران میر شاه ولد که هر دو از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند، گفت و گویی ترتیب دادیم.

پدر این دو برادر، از آزادگان عزیزی است که به عنوان فعال سیاسی، سابقه اسارت در زندان ستم شاهی را نیز دارد. در گفت و گویی که با برادران میر شاه ولد انجام دادیم، از رشادتهای پدرشان در جبهه های مختلف و از صبر و استقامت مادر خود سخن ها گفتند. آنها می گویند "همیشه به پدرمان افتخار می کنیم که به باورهایش پای بند ماند و در راه تحقق آن در جبهه های مختلف ایستادگی کرد." با هم پای صحبت با این دو برادر می نشینیم.

با سلام و تشکر از اینکه دعوت ما را پذیرفتید، خواهشمندم خودتان را معرفی کنید.

محمد: سید محمد میر شاه ولد، متولد دی‌ماه 70 در شهر نوشهر هستم. من در سال 89 با معدل 19/3 از دبیرستان شاهد در شهر ستان نور فارغ‌التحصیل شدم و توانستم با کسب رتبه 14 سهمیه در دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شوم. پدرم چشم‌پزشک و مادرم متخصص اطفال است. من فقط یک برادر دارم که او هم در رشته پزشکی مشغول به تحصیل است.
علی: سید علی میر شاه ولد متولد آبان 71 در شهر نوشهر هستم. من هم  در سال 90 با معدل 19/17 از دبیرستان شاهد در شهرستان نور فارغ‌التحصیل و همان سال با کسب رتبه 48 کشوری در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران پذیرفته شدم.

در مورد پدر و مادرتان بگویید.
محمد: پدرم متولد 1330 در شهر ملایر است و در سال 1350 وارد رشته پزشکی دانشگاه مشهد شد. پدرم از دانشجویان پیرو خط امام بود و به همین خاطر در سال 52 دستگیر و مدت‌ها در زندان ستم‌شاهی زندانی می‌شود. آن روزها، فضای سیاسی خاصی بر جامعه حاکم بود و هرروز اعتراض و ناآرامی از وضع موجود بالا می‌گرفت. پدر من هم به‌عنوان دانشجوی فعال سیاسی، داخل دانشگاه فعالیت‌های سیاسی انجام می‌داد و در شکل‌گیری راه‌پیمایی 16 آذر 52 نقش کلیدی داشت، اما این حرکت‌ها از چشم عمال حکومتی دور نماند و در آذر همان سال توسط مأموران گارد دانشگاهی شناسایی و پس از  معرفی به ساواک دستگیر و زندانی می‌شود. ایشان ابتدا به مدت سه ماه در زندان انفرادی تحت بازجویی‌های سخت قرار می‌گیرد و بعدازآن تحویل زندان وکیل‌آباد مشهد می‌شود. پدرم از آن سال‌ها به‌عنوان نقطه عطف زندگی‌اش یاد می‌کند و به دلیل هم بند بودن با عناصر سیاسی، تغییرات اساسی را در زندگی‌اش تجربه می‌کند. بعد از آزادی از زندان به محیط دانشگاه بازمی‌گردد. در سال 58 در مقطع تخصص چشم پذیرفته می‌شود، همان موقع جنگ هم شروع می‌شود و ایشان داوطلبانه عازم جبهه‌ می‌شود. در شهرهای هویزه، آبادان و سوسنگرد به یاری زخمی شدگان می‌شتابد و حتی مدتی هم رئیس درمانگاه شلمچه می‌شود، تا پایان جنگ هم در جبهه‌ می‌ماند.
مادرم هم متخصص اطفال است و با پدرم در زمان دستیاری آشنا می‌شود و با توجه به اینکه ازنظر فرهنگی و معنوی به هم نزدیک بودند و بینش سیاسی یکسان داشتند، بعد از پایان جنگ به عقد پدرم درمیاید.

با توجه به فاصله سنی کم بین شما دو برادر، مادرتان چگونه به امور شما رسیدگی می‌کرد؟
علی: بله، ما به فاصله کمتر از یک سال از هم به دنیا آمدیم و درآن زمان مادرم در حال گذراندن طرح بود. بنابراین بزرگ کردن و رسیدگی به هردوی ما بسیار کار سختی بود. ازاین‌رو او مجبور شد از بسیاری فعالیت‌های خود چشم‌پوشی کند تا بتواند به ما برسد. البته مادربزرگم هم در تمام مراحل یار و یاور مادرم بود. بعدازاین مرحله، وارد مدرسه شدیم و مادرم از همان ابتدا در تمام امور درسی ما حضور فعال داشت. او  از کارهای طبابتش کم کرده بود و بیشتر وقتش را صرف برنامه‌ریزی برای امور درسی ما می‌کرد. حتی یاد دارم از کلاس اول ابتدایی ما را همواره در امتحانات علمی شرکت می‌داد. پیوستگی و نوع پیگیری مادرم باعث شده بود تا تمرکز و پشتیبانی لازم را دریافت کنیم و درس خواندن به اصلی‌ترین کار ما تبدیل شود.

دلیل اصلی موفقیت خود را چه می‌دانید؟

محمد: مهم‌ترین علت موفقیت ازنظر من، در وهله اول خواست و اراده خدا و بعد داشتن یک خانواده خوب است. این‌ها در کنار هم باعث می‌شوند آدم به مرحله خودباوری برسد و تلاش و کوشش خود را چند برابر کند.
در کنار تمام این‌ها معتقدم خارج نشدن از قیدوبندهای اجتماعی و معنوی و مقید بودن به مسائل دینی نقش ویژه‌ای در رسانیدن ما به جایگاه موفقیت دارد. همچنین استفاده از تجربه دیگران، مشورت با اساتید، شرکت در کارهای اجتماعی و پرداختن به مطالعه و ورزش می‌تواند از ما افرادی موفق‌تر با بینشی وسیع‌تر بسازد.

از خصوصیات بارز والدینتان برایمان بگویید.
علی:
والدین ما از کودکی سعی کردند با ما در مورد مسائل صحبت کنند و گفتمان نقش مؤثری در حل شدن مشکلات ما داشت. آن‌ها با صبر و حوصله موضوع را برای ما می‌شکافتند و نتیجه را به ما نشان می‌دادند. خودشان هم سعی می‌کردند به گفته‌هایشان و قول‌هایشان عمل کنند، بنابراین ما چیزی را به‌زور و جبر یاد نگرفتیم، بلکه از گفتار و کردار والدینمان الگوبرداری کردیم. آن‌ها همواره تأکید می‌کنند مراقب باشیم مبادا آزمندی در ما فعال شود، زیرا فکر کردن صرف به پول، خطرناک است، بخصوص برای کسانی که در حیطه علوم پزشکی و سلامت مردم کار می‌کنند.
محمد: البته سخت‌کوشی و روحیه تعاون پدرم زبانزد خاص و عام است. ما در شهر کوچکی زندگی می‌کنیم و بیشتر مردم شهر پدرم را می‌شناسند، زیرا او فروتن و خوش‌قلب و مرم دار است. حضور در مبارزات سیاسی و شرکت فعال در جنگ هرگز از پدرم فردی جدا از جامعه نساخت. ازاین‌رو و با این طرز تفکر، والدینمان هرگز ما را تافته جدا بافته تلقی نکردند و خود این مسئله باعث شد تا در کنار دیگران بزرگ شویم و به بالندگی برسیم. باوجوداینکه آن‌ها هر دو متخصص هستند و درآمد خوبی دارند ولی هرگز اسیر ظواهر دنیا نشدند و به سراغ ریخت‌وپاش و ولخرجی نرفتند.
مادرم هم زن صبوری است که باوجود داشتن فعالیت‌های اجتماعی هرگز از محیط خانه و رسیدگی به همسر و فرزندانش غافل نشد و به بهترین نحو با ما ارتباط برقرار می‌کرد. آن‌ها به ما یاد دادند که وضع خانوادگی نباید حائلی بین ما و دیگران باشد و تأکید می‌کردند اسیر مدگرایی و فخرفروشی نشویم.

نقش مطالعه آزاد و ورزش را در زندگی خود چگونه ارزیابی می‌کنید؟

علی: کتاب خواندن باعث می‌شود دید آدم‌ها نسبت به مسائل باز شود و پیشرفت زیادی در مورد مسائل جامعه به دست آوردند. البته گسترش چشمگیر شبکه‌های مجازی در جوامع امروزی واقعاً جلوی مطالعه را گرفته است ولی اگر کتاب‌خوانی در وجود آدم‌ نهادینه‌شده باشد، هیچ عاملی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد.
البته این به آن معنا نیست که من با استفاده از شبکه‌های مجازی مخالفتی دارم، این هم یک فنّاوری جدید است و نحوه استفاده از آن مهم است. ما باید مهارت استفاده بهینه از این فنّاوری را یاد بگیریم و آن را در خدمت خود بگیریم نه اینکه خود به خدمت آن درآییم و از کار وزندگی بمانیم.
در مورد ورزش هم باید بگویم من در شرایطی نیستم که بتوانم به‌صورت حرفه‌ای ورزش کنم ولی تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم از کنار این مسئله به‌سادگی نگذرم و اگر شد هفته‌ای یک‌بار برای فوتسال به باشگاه بروم. بنابراین هرگز به ورزش به‌عنوان کار زائد و وقت‌گیر نگاه نمی‌کنم. چون میدانم با ورزش نیروهای منفی از بدنمان خارج می‌شود و بعد از ورزش احساس شادابی می‌کنیم.
محمد: در موردمطالعه باید بگویم مطالعه کردن و اهل مطالعه بودن ما را زودتر به بلوغ فکری می‌رساند. درست است که در رشته پزشکی درس می‌خوانیم و ازنظر زمانی گاهی دچار کمبود وقت می‌شویم ولی این دلیل کافی برای ترک کردن مطالعه آزاد نیست. ما باید به‌عنوان دانشجو حساس به مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری باشیم. کتاب‌ها و مباحث مختلفی را مطالعه کنیم و به‌عنوان یک دانشجوی آگاه وارد جامعه شویم.
در مورد ورزش هم باید بگویم ازنظر من ورزش مثل تیز کردن تبر است، درست است که وقت‌گیر است اما پیامدهای خوبی دارد. من وقتی ورزش می‌کنم، شادابی بیشتری در خود حس می‌کنم و چون قدرت بدنی‌ام بالا می‌رود با راندهای بیمارستانی راحت‌تر کنارمی آیم.

نظر شما در مورد دوست خوب چیست؟
محمد: موقعی که آدم وارد جایی مثل مدرسه یا دانشگاه می‌شود، بیشتر از آن‌که دوستش را بر اساس عقایدش پیدا کند، بر اساس تفکیک‌های رایج در جامعه، در کنار افراد متفاوتی قرار می‌گیرد. ناگفته پیداست آدم‌ها حتی اگر شبیه هم نباشند، بعد از مدتی در کنار هم بودن در روابط و نوع زندگی شبیه هم می شوند و من خود در موارد متعدد تأثیر این دوستی‌ها را دیده‌ام. مثلا کسی را می‌شناختم که اصلا اهل دود و سیگار نبود ولی در اثر هم‌نشینی با دوستان سیگاری به شکل آن‌ها درآمد و از درس وزندگی فاصله گرفت. خدا را شکر که ما از نعمت پدر و مادری خوب برخوردار بودیم و مهارت تشخیص خوب و بد از همان کودکی به ما آموخته‌شده بود، بنابراین وقتی وارد جامعه شدیم، خیلی زود توانستیم رذایل و فضایل اخلاقی را از هم تشخیص دهیم و میزان نزدیک شدن به دیگران را کنترل کنیم. بنابراین شخصاً اگر احساس کنم توانایی بهتر کردن کسی که رفتار پرخطر دارد را ندارم، قبل از اینکه خودم دچار دردسر شوم از او فاصله می گیرم.
علی: یک دوست خوب واقعاً می‌تواند تأثیر گزار باشد. چون زمان تحصیل در رشته پزشکی طولانی است و رسیدن به برنامه‌ها و موفقیت‌ها در کنار یک دوست خوب بسیار عالی است.  تحصیل در رشته پزشکی هفت سال از بهترین سال ‌های عمر ما را در برمی‌گیرد و اگر تنها باشیم، افسرده می‌شویم و این خود باعث خطا در زندگی می‌شود. به نظر من اگر خدا خیر کسی را بخواهد یک دوست خوب در زندگی او قرار می‌دهد که هم ازنقطه‌نظر معنوی در سطح خوبی قرارگرفته باشد و هم شوق و انگیزه پیشرفت را داشته باشد، مهم‌تر از همه سلامت روانی داشته باشد. البته پیدا کردن چنین دوستی بیشتر حاصل یک فرایند است تا یک حادثه.
چون من و برادرم از خوابگاه استفاده نکردیم، مجبور نشدیم به مقتضیات زمان باکسی دوست شویم. بنابراین این امکان برایمان به وجود آمد که با یک دید بازتر و درگذر زمان با افراد زیادی آشنا شویم و باکسانی که با ما همگام‌تر بودند دوست شویم. البته منکر نمی‌شوم که با تمام این احوال، این احتمال برای ما هم وجود دارد که به‌صورت اتفاقی در فضایی قرار بگیریم و باکسانی که نباید دوست شویم. این فقط به لطف الهی و نوع تربیت خانوادگی بستگی دارد.

آیا شما هم معتقدید که تحصیل در رشته پزشکی وقت زیادی می‌گیرد و آدم از بقیه فعالیت‌هایش بازمی‌ماند؟

محمد: خوب این‌یک واقعیت است که فشار در رشته پزشکی با توجه به جو رقابتی بسیار بالاست. به قول یکی از اساتیدم پزشکی این قابلیت را دارد که تمام زندگی ما را ببلعد و اینجا فقط مسئله مدیریت زمان است که به کمک ما می‌آید، بنابراین من سعی کردم در کنار درس خواندن فعالیت‌های دیگری هم داشته باشم و فقط به نمره خوب آوردن فکر نکنم و ازآن جاکه به کارهای پژوهشی علاقه زیادی دارم، وقتی دیدم دوره دیپلم پژوهشی در دانشگاه برگزار می‌شود، در آن شرکت کردم و با مدیریت زمان توانستم از پس آن برآیم و مدرک دیپلم پژوهشی را دریافت کردم. علاوه بر آن در ترجمه کتاب بیوشیمی با دکتر دوستی همکاری داشتم و هم‌اکنون جزء هیات موسسین انجمن پژوهش در  آموزش پزشکی هستم و بر روی بیماری‌ ام اس هم تحقیق می‌کنم. همچنین در کنگره بین‌المللی اوتاوا و ترکیه هم شرکت کرده‌ام.
علی: من هم با توجه به اینکه کارهای اجرایی را بیشتر دوست دارم، در دوران تحصیلم و با مدیریت زمان همکاری‌های زیادی با مرکز استعدادهای درخشان داشتم. هنوز هم با آن‌جا همکاری می‌کنم و این مسئله با تحصیلم منافاتی ندارد. در کنار این، من در دوره Mph که دارای ماهیت کل‌نگری و سیاست گزاری نظام سلامت و اپیدمیولوژی است، شرکت کردم و توانستم همزمان با تحصیل در رشته پزشکی این دوره را هم پیش ببرم.
البته ناگفته پیداست ما باوجودی اینکه برادر هستیم، هرکدام سلایق خود را داریم و این خیلی مهم است که انسان بتواند با توجه به روحیات خودش فعالیت موازی برای خودش دست‌وپا کند.

آیا حضور در کلاس را مهم می‌دانید؟

علی: حضور در کلاس باعث تقویت توانمندی گوش دادن فعال در ما می‌شود و انتقال مطلب بهتر صورت می‌گیرد. همین‌طور می‌توانیم توانمندی یاددادن به دیگران را هم در خود تقویت کنیم. من این تعامل را در کلاس درس آموختم و معتقدم تدریس استاد همراه باتجربه است و نباید خودمان را از کسب این تجربه محروم کنیم.
محمد: من شخصا وقتی چیزی را بشنوم، بهتر مسئله را یادم می گیرم. چون اگر سؤالی در ذهنم به وجود آید، همان موقع آن را مطرح می‌کنم و از کنار آن ساده نمی‌گذرم. حتی معتقدم شنیدن تن صدای استاد در ذهن ما ماندگاری بیشتری دارد و مطلب مهمی که با صدای استاد در کلاس می‌شنویم، بهتر از خواندن کتاب در ذهن ما نقش می بندد.


نظر شما در مورداستفاده از محیط‌های مجازی چیست؟
محمد: گذشته از تمام مضراتی که محیط‌های مجازی دارند، من معتقدم این محیط یک فرصت است. ما از طریق این محیط‌ها با آدم‌های بیشتری آشنا می‌شویم و مطالب علمی را خیلی سریع‌تر منتقل و دریافت می‌کنیم. البته مدیریت زمان استفاده از این محیط‌ها واقعاً سخت است و تا زمانی که با خوب و بد این محیط‌ها آشنا نشویم، خطرات آن از مزایایش بیشتر است، بنابراین معتقدم باید فرهنگ استفاده از این وسیله به همه آموخته شود و خانواده‌ها با آگاهی و کنترل بیشتری فرزندان خود را در این محیط‌ها رها سازند.

پدر شما با توجه به شرایط زمان خود، رسالتش را به انجام رسانید. فکر می‌کنید وظیفه شما در حال حاضر چیست؟
محمد: من و برادرم همیشه به پدرم افتخارم می‌کنیم که به باورهایش پایبند ماند و سکوت نکرد. او جان خودش را به خطر انداخت و نترسید. سوابق پدرم برای من یک افتخار است و از اینکه فرزند چنین شخصی هستم به خود می‌بالم و امیدوارم بتوانم در جایگاهی قرار گیرم که مانند پدرم و هم‌رزمانش در مسیر خدمت به خلق قرار گیرم. من معتقدم عملکرد ما است که نشان می‌دهد ما می‌خواهیم چه‌کاره شویم و وظیفه ما به‌عنوان فرزندان نسلی که از همه‌چیز خود گذشتند، بسیار سنگین است. آرزو می‌کنم من هم در سایه رحمت الهی در مسیر پدرم و مردان نیک روزگار قرار گیرم.
علی: پدرم آن روزها بنا به مقتضیات زمان خود در جستجوی آزادی و بر هم زدن فضای طاغوتی بود. خدا را شکر با رشادت‌های آنان، ما در یک فضای بهتر رشد کردیم و بالنده شدیم. حال نوبت ما است که درراه تعالی ایران قدم برداریم. ازنظر من هدف نهایی من و پدرم یکی است. آن زمان دشمن با سلاح‌های جنگی به ما حمله‌ور شد و شکست خورد، حالا هم با سلاح فرهنگی واردشده است. ما باید فرهنگ نوآوری داشته باشیم و با شناخت نقاط ضعف خود و تقویت این نقاط، دشمن را سر جای خودش بنشانیم. الآن زمان کم‌کاری و کم‌فروشی نیست و هرکسی در هر جایگاهی که قرارگرفته، چه علمی یا هنری ، فرهنگی و صنعتی باید بهترین باشد. این استقلال در سایه خون مردان خدا به‌دست‌آمده و نباید با سهل‌انگاری و کم‌کاری ما از دست برود.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

خبر و عکس: نجمه عبدالکریمی

انتهای پیام / *
کلید واژه ها
  • یادگاران عرصه دفاع مقدس
اخبار مرتبط
نظرات کاربران
کاربر مهمان
1395/08/28 21:47
0
0
ممنون مفيد بود
کاربر مهمان
1395/08/23 22:44
0
0
واقعا جای تحسین داره
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد