کد خبر: ٩٢٠٠١/ ٠٩:٣٤ - دوشنبه ٢٥ شهريور ١٣٩٨/ تعداد بازدید: 396
چاپ
ارسال به دوست
مرکز قلب تهران, گروه خبری RSS
گفت وگو با دکتر علیرضا حاجی قاسمی مدیر مرکز قلب تهران و مسئول داروخانه های این مرکز
روابط عمومی مرکز قلب تهران در مصاحبه ای با مدیر مرکز سوالاتی را مطرح کرد که پاسخ های آن را در ادامه می خوانید.

در ابتدا خود را معرفی کنید و از سوابق خود بفرمایید.
بنده متولد سال 47 هستم. سال 64 از دبیرستان مفید دیپلم گرفتم و در کنکور همان سال در دانشکده داروسازی تبریز قبول شدم. سال 70 که فارغ التحصیل شدم برای طرح و سربازی به استان خوزستان رفتم و در شهرهای اهواز، دزفول، شوش و اندیمشک در داروخانه و بیمارستان مشغول به کار شدم، سال 75 در شهر کرج مجوز تاسیس داروخانه گرفتم و داروخانه زدم و از سال 80 هم زمان با راه اندازی مرکز قلب تهران در این مرکز در خدمت اساتید و بیماران هستم.

لطفاً از نحوه آشنایی و شروع به کار در این مرکز و هم چنین احساسی که از کار در مرکز قلب دارید بفرمایید.
مرکز قلب تهران پس از کش و قوس های فراوان بالاخره در اواخر سال 80 به دانشگاه علوم پزشکی تهران تحویل و آماده بهره برداری شده بود. جناب آقای دکتر کریمی به عنوان رئیس بیمارستان اقدام به راه اندازی بیمارستان کردند و برنامه این بود که در دهه فجر همان سال بیمارستان افتتاح شود. از طریق جناب آقای دکتر ظفرقندی ریاست وقت دانشگاه که سابقه شاگردی ایشان را در دبیرستان داشتم و هم چنین آقای دکتر زینعلی که هم دبیرستانی بودیم به دکتر کریمی برای راه اندازی و اداره داروخانه مرکز قلب معرفی شدم.
یادم است عصر روز 26 دی سال 80 بود که ملاقاتی با دکتر کریمی در دفتر ایشان در بیمارستان قلب داشتم. جلسه کلاً حدود نیم ساعت طول کشید. ایشان خیلی مختصر توضیحاتی در مورد بیمارستان و شرایط آن دادند و گفتند قصد داریم در یکی از روزهای دهه فجر بیمارستان را افتتاح کنیم یعنی حدود دو هفته بیشتر وقت نداشتیم. گفتند اگر مایل هستی با یستی از همین الان شروع کنی که زمان را از دست ندهیم. فرصت فکر کردن نبود ضمناً شرایط و جو جلسه و صحبت های دکتر کریمی چنان بود که جایی برای تأمل کردن و سبک سنگین کردن باقی نمی گذاشت. بلند شدیم و دست دادیم و دکتر گفتند الان برویم محل داروخانه را ببین و از فردا صبح منتظر هستم. اون روز چهارشنبه بود من فکر می کردم کلاً از شنبه کارم را شروع کنم و چون آن موقع مسئول فنی داروخانه خودم در شهر کرج بودم و بایستی یک فکری برای آنجا می کردم. گفتم حالا یکی دو روز وقت بدهید آماده شوم و ایشان گفتند اگر قصد کار داری تأمل نکن همین فردا صبح اول وقت. فردای ان روز یعنی 27 دی ماه سال 80 ساعت 7 صبح کارم را در داروخانه بیمارستان قلب شروع کردم تا امروز.
شب به منزل رفتم و کمی از جو جلسه خارج شدم کم کم متوجه بزرگی و پیچیدگی کار و مسئولیت سنگین آن شدم و استرس عجیبی گرفتم. من تا آن زمان تجربه کار در چنین بیمارستان بزرگ و تخصصی را نداشتم ضمن این که بیمارستان کاملاً نوساز بود و داروخانه کاملاً خالی و بایستی ظرف دو هفته تمام داروها و تجهیزات مصرفی مورد نیاز تأمین می شد و من آشنایی کاملی با این رشته تخصصی نداشتم. از نظر نیروی انسانی هم تنها شخصی که آن زمان در انبار داروخانه حضور داشتند و چند روز قبل از من معرفی شده بودند آقای وهابی کارمند بازنشسته انبار دارویی بیمارستان شرکت نفت تهران بودند. به هرحال از صبح روز بعد مراجعه کردم و به شدت مشغول کار شدیم از طرفی بایستی مجوزهای داروخانه از طرف معاونت غذا و دارو صادر می شد و به شرکت های پخش معرفی می شدیم تا سهمیه دارویی اختصاص یابد و دارو سفارش داده شود. هم چنین برآورد تجهیزات پزشکی مصرفی مورد نیاز بخش ها و اتاق عمل و کت لب و غیره بایستی صورت می گرفت و شرکت های تأمین کننده شناسایی می شدند تا سفارش و خرید انجام شود. از طرف دیگر بایستی نیروی انسانی مورد نیاز تأمین می شد هم چنین بایستی فرایندهای کاری و شناسایی بخش های مختلف و نحوه تحویل دارو و تجهیزات به آنها و صدور صورتحساب برای بیماران تعریف می شد. ضمناً سیاست بیمارستان این بود که از همان ابتدا از سیستم HIS یکپارچه استفاده شود. تکنولوژیی که گرچه خیلی مفید و مؤثر است ولی در آن زمان کمتر کسی آشنایی کار کردن با این سیستم های جدید را داشت و اغلب تجربه کارکرد سنتی و دستی داشتند و کار کردن با این سیستم سخت بود. همه چیز بایستی ظرف دو  هفته کامل می شد هر روز ساعت 6 صبح از منزل خارج می شدم و تا دیر هنگام شب در بیمارستان فعالیت می کردیم. روزهای سخت و پر کار و پر استرسی بود. بالاخره روز 14 بهمن با حضور ریاست جمهور و مقامات وزارت بهداشت و دانشگاه، بیمارستان رسماً افتتاح و بیمار پذیرش شد. روزها به سرعت می گذشت و بخش ها یکی پس از دیگری افتتاح می شدند. در اواخر اسفند همان سال اولین عمل جراحی نیز در بیمارستان انجام شد. جهت آشنایی با تجهیزات معرفی تخصصی کت لب از کمک اساتید محترم از جمله دکتر زینعلی و دکتر کسائیان و در بخش جراحی از کمک و مشاوره دکتر عباسی و دکترموحدی خیلی بهره بردم. مرتباً در کت لب و اتاق عمل حضور پیدا می کردم تا با انواع پروسیجرها و تجهیزات مورد مصرف آشنا شوم. نیروی انسانی هم به صورت تدریجی و از طریق معرفی دوستان و همکاران معرفی و جذب شدند. برنامه HIS توسط مهندسین شرکت رایاوران نصب و راه اندازی و آموزش داده شد. برنامه اولیه، محدودیت ها و نقایص زیادی داشت و با مرور زمان با کسب تجربه همکاران داروخانه و مهندسین شرکت به تدریج  ارتقا پیدا کرد. چند ماه اول تمام اسناد و صورتحساب ها هم به صورت کامپیوتری و هم به صورت دستی ثبت می شد. برای هر یک از داروها و تجهیزات کاردکس دستی درست کرده بودیم، چون هنوز به سیستم HIS تسلط کامل نداشتیم و نگران اشتباهات بودیم. ابتدا تنها مکان ارائه خدمات دارویی برای بخش های بستری، اتاق عمل، کت لب و سرپایی همین داروخانه واقع در طبقه منفی دو بود که اکنون به نام داروخانه مرکزی است. کم کم با گسترش فعالیت بیمارستان داروخانه سرپایی را در فضای حیاط بیمارستان راه اندازی کردیم و سپس در مجموعه اتاق های عمل و کت لب به صورت جداگانه یک مکان جهت ارائه خدمات دارو و تجهیزات مصرفی پزشکی اختصاصی داده شد تا هر یک به صورت اختصاصی خدمات مربوطه را ارائه دهند.
بیش از یکسال طول کشید تا کم کم مجموعه داروخانه و انبارهای دارویی به یک پایداری نسبی رسید و هر چیز در جایگاه خود در حال کامل شدن بود. در این زمان یعنی سال 82 ، مسئولیت نظارت بر امور تجهیزات پزشکی سرمایه ای ( دستگاه ها و تجهیزات ) نیز به عهده بنده گذاشته شد. تازه  به مرحله ای رسیده بودیم که نفسی تازه کنیم که استرس و چالش جدیدی ایجاد شد. ورود به این مقوله گرچه سخت و وقت گیر و استرس زا بود ولی همکاری با دوستان مهندسی پزشکی و آشنایی با تجهیزات و دستگاه های  مدرن و پیچیده پزشکی تجربه ای جذاب و ارزشمند برایم به همراه آورد. در این زمینه نیز با وجود گذشت یکی دو سال از افتتاح بیمارستان هنوز مشکلاتی در مورد تعدادی از دستگاه ها در زمینه ی تحویل و نگهداری و گارانتی و غیره با شرکت های تامین کننده وجود داشت که به مرور زمان مرتفع گردید و به تدریج به سامان شد.
در سال 1385 با استعفای مدیر اجرایی وقت بیمارستان قرعه فال به نام بنده چرخید و مسئولیت مدیریت داخلی نیز به عهده اینجانب قرار گرفت و باز چالش های جدید و تجربه ای متنوع. خوشبختانه در آن سال با توجه به گذشت 5 سال از افتتاح بیمارستان، سیستم مدیریت اجرایی و زیرساخت های مربوطه و فرایندهای کاری و امور مربوط به کارکنان و غیره توسط همکاران قبلی به خوبی شکل گرفته و به اصطلاح جا افتاده بود و همچنین با وجود همکاران خوب و مسلط به کار و صمیمی در واحد های مختلف کاری، چالش و پیچیدگی جدی وجود نداشت که مشکلی ایجاد کند و با کمک و همفکری همکاران عزیزم در واحدهای مختلف اداری و درمانی بیمارستان که جا داره همینجا از همشون تشکر کنم  از سال 85 تاکنون در این موقعیت انجام وظیفه نموده ام.
با توجه به مسئولیت کار مدیریت و داروخانه اصالت با کدام یک از اینهاست؟
حقیقتش را بخواهید علاقه ذاتی و درونی من به کار داروخانه بیشتر است و از روزیکه به بیمارستان آمدم علاقه ام به کار داروخانه بیشتر هم شده و هنوز خودم را بیشتر داروساز و مسئول داروخانه میدانم تا مدیر اجرایی. البته نه اینکه به کارهای مدیریت اهمیت ندهم. الان بیشتر وقتم به کارهای غیر داروخانه اختصاص دارد ولی علاقه قلبی ام به داروخانه است و اگر همین فردا به من بگویند که فقط مسئولیت داروخانه را داشته باشم به شدت خوشحال می شوم. چون فکر میکنم که روی آن کار تسلط و علاقه بیشتری دارم. مرکز قلب یک محیط علمی است و مرتبا سمینارها و همایش های علمی در ان برگزار می شود و با اساتید دانشگاه در تماس هستم و دائما موضوعات علمی بحث می شود و نسبت به یک داروخانه در سطح شهر خیلی تفاوت دارد. در بیمارستان آن هم بیمارستان دانشگاهی اگر آدم بخواهد استفاده کند خیلی می تواند مفید و جذاب باشد. به همین دلیل از وقتی به این بیمارستان امده ام علاقه ام به داروخانه خیلی بیشتر از گذشته شده و خیلی دوست دارم وقت بیشتری را در داروخانه و بخشهای درمانی بگذرونم و مطالعات دارویی و بالینی داشته باشم.

همانطور که گفته شد یکی از کارهای مهم بیمارستان تامین دارو و تجهیزات است و با توجه به شرایط خاص اقتصادی کشور و مشکلاتی که بیمه ها دارند، مدیریت کردن کار داروخانه و تجهیزات کار سخت و مشکلی است، ارزیابی شما در شرایط فعلی با توجه به تحریم ها و این حجم بیماری که داریم چیست؟
مطمئنا شرایطی که الان درش هستیم بسیار سخت و پیچیده است در بیمارستان دچار مشکل جدی هستیم و مطالبات و اندوخته زیادی نزد بیمه ها داریم و بیمارستان ما هیچ کمک و بودجه دولتی ندارد و پرسنل ما هم قراردادی هستند و حقوقشان هم باید از درآمد بیمارستان پرداخت شود و این موضوع فشاری که روی ما هست را دو چندا ن می کند.کمبود نقدینگی و عدم امکان پرداخت بموقع مطالبات شرکتهای دارویی و تجهیزاتی مشکل جدی است. همینطور البته شرکتها و پیمانکاران دیگر مثل تاسیسات و تغذیه و هزینه های اب و برق  و غیره، هزینه های سرسام اور داشته و فشار سنگینی به بیمارستان وارد میکند. البته لازم به ذکر است از انجا که  خوشبختانه در تمام 18 سال گذشته غیر از این دوسالی که دچار مشکل شدیم سابقه خوبی داشتیم چون با نگاه مناسب مدیریتی که دکتر کریمی از اول به سیستم داشتند ، در تمام سالها ایشان همیشه برای پرداخت به موقع مطالبات  شرکتها تاکید داشتند و مرتبا به امور مالی توصیه میکردند که منظم حسابشان را پرداخت کنید و آنها را تحت فشار قرار ندهید و ما همیشه نظم خوبی در پرداختها داشتیم. بنابراین اعتبار خیلی خوبی پیش شرکتهاکسب کردیم و به دلیل همین اعتبار که خیلی هم ارزشمند است، الان که حدود دوسال یا سه سال است که دچار مشکل شده ایم و مخصوصا در این یکسال اخیر که خیلی مشکل جدی تر شده، ما هنوز از آن اعتبار داریم استفاده می کنیم و شرکتهای دارو و تجهیزات پزشکی با وجودی که بعضی هاشون الان ماهها است که از ما طلب کار هستند اما هنوز وقتی تماس می گیریم به ما دارو یا تجهیزات می دهند.  این بخاطر اعتباری است که ما در این 18 سال کسب کرده ایم. اما البته خیلی تحت فشار بوده ایم  و با شرکتهای مختلف بحث و گفتگو داشته و داریم. هیئت امنای ارزی هم تاکنون با وجود مشکلات جدی که ناشی از کمبود نقدینگی است همکاری بسیار خوبی با ما داشته و با وجود مطالبات زیادی که از بیمارستان دارند تاکنون هیچگاه درخواستهای ما را بی پاسخ نگذاشته اند. بهر حال با وجود تمام مشکلات با شرکتها کج دارو مریز امدیم جلو  و با ارتباطی که داشتیم با اونها کارکردیم.
موضوع دیگر تحریم ها است که روز به روز دارد سخت تر می شود. علیرغم اینکه ادعا میشود دارو و تجهیزات پزشکی مشمول تحریم نیست، اما الان نقل و انتقال پول سخت شده و بانکها تحریم هستند و به همین خاطر عملا دارو و تجهیزات پزشکی هم غیر مستقیم تحریم شده اند. ولی به هرحال به همت شرکتهای تولید دارو و تجهیزات پزشکی و با حمایت مسولین دانشگاه و وزارت بهداشت، تا امروز به هر سختی و شرایطی بوده با چنگ و دندون اقلام مورد نیازمان را تامین کرده ایم و نگذاشته ایم که به دلیل کمبود ها اختلال جدی در کار بیمارستان رخ داده و بیماری بخاطر نبودن دارو یا تجهیزات، دچار مشکل شود. در اینجا البته لازم به ذکر است که وزارت بهداشت هم ابتکارات و تمهیداتی در این زمینه بکار گرفته اند و مسولین غذا و داروی دانشگاه هم شبانه روزی به فکر تامین نیازها و کمبودها یبیمارستانها هستند و شبکه ای جهت رفع کمبودهای بیمارستانها تشکیل داده اند و این تمهیدات در جهت مدیریت تامین دارو و تجهیزات بسیار موثر و مفید بوده و انشالله به کمک یکدیگر این بحرانها را هم پشت سر میگذاریم و به شرایط ایده ال میرسیم.

در قسمت داروهای داخلی فکر می کنید چه بخشی از داروهای ساخت داخل کشور توانسته نیاز کشور مخصوصا داروهای تخصصی که در بیمارستان استفاده می کنیم  را براورده سازد؟
من امار دقیق رو نمی دونم اما فکر می کنم بیش از 90 درصد از داروهای پر مصرف کشور در داخل تامین می شود. خوشبختانه صنعت داروسازی در کشور ما یکی از موفق ترین صنایع بوده و این مایه فخر و مباهات جامعه داروسازیست. در بیمارستان ما عمده داروهایی که بصورت روتین مصرف می کنیم تولید داخل کشور است. اما یکسری داروهایی که میزان نیازش انقدر زیاد نیست که تولید ان توجیه داشته باشد از خارج از کشور وارد می شود. از نظرکیفیت داروهاهم خوشبختانه تاکنون  مشکل جدیی نداشته ایم و هر دارویی که مجوز تولید و توزیع از وزارت بهداشت داشته باشد تهیه و مصرف میکنیم.
اگر ممکن است از خانواده خود بگویید.  چند فرزند دارید و تحصیلاتشان چه هست ؟
سال 74 ازدواج کردم. همسرم مهندس کامپیوتر و غیر شاغل هست. دو فرزند دارم. دخترم 22 ساله و اکنون سال چهارم رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریفه. پسرم بیست ساله و دانشجوی سال دوم رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی است.
دوستانی هم دارم که در زندگی ام جایگاه بسیار مهم و والایی دارند و انها را هم اعضای خانواده خودم میدونم. به خانواده ام افتخار میکنم. خانواده ام نقش بسیار پر رنگ و موثری در موفقیت من داشته اند و در حقیقت خود را مدیون الطاف، محبتها و حمایتهای بیدریغ اونها میدونم. 

چند کلمه می گویم راجع به هرکدام هر توضیحی که داشتین بفرمایید؟
دکتر کریمی: صداقت، صمیمیت و سادگی
داروخانه: برای من داروخانه مثل معبد است
نسخه خوش خط پزشکها: کیمیا است یعنی نایاب است و ارزشمند

جایگاه دعا و شفا رو بعنوان یک داروساز در کنار هم چگونه می بینید بعنوان کسی که میدانید اثر بخشی فیزیکال در دارو هست اما اون متافیزیکی که ما بهش اعتقاد داریم نقش دعا و شفا رو هم یک جایگاه دیگری براش قائلیم اینها چگونه با هم جمع می شوند؟
به نظر من بطور کلی موضوع دعا و شفا بر می گرده به اعتقاد هر فرد و اینها چیزهایی است که جنبه روحی و فردی داره. اگر واقعا به بعد غیر مادی و روحانی جهان اعتقاد و باور قلبی داشته باشیم، در آنصورت دعا و شفا هم میتونه تاثیر داشته باشه. من فکر می کنم به میزانی که افراد باور قلبی و یقین داشته باشند به مسائل روحانی و معنوی، به همان میزان دعا و نیایش  می تواند در زندگی شخصی اونها موثر باشه و هر چقدر این یقین و اعتقاد ضعیف تر باشه تاثیرش هم به همان مقدار کمتره. در کل به نظر من تاثیر دعا و نیایش در زندگی رو باید در یک زمینه گسترده و کلی در نظر گرفت.

آیا با آمدن دکتر پورحسینی تغییری در رویه مدیریتی شما ایجاد شد؟
بالطبع شما با هرکسی با یک رویه ای کار میکنی و با هر کسی یکسری تعاملات و چیزها تفاوتهایی می کند. یکزمانی با دکتر کریمی که رئیسم بود تعاملم یک مدل بود و الان با دکتر پورحسینی تعاملم یک مدل دیگر است. من باید خودم رو تطبیق بدهم و باید ببینم الان انتظارات از من به چه صورت است و من باید چگونه کار کنم و گزارش دهم. خوشبختانه در مجموعه مدیریت مرکز قلب از ابتدا همه یک تیم بودند و وقتی دکتر کریمی تشریف بردند، یک نفر از بیرون نیامد که حالا ناآشنا و ناآگاه باشد. دکتر پورحسینی سالهادر همین مرکز و در کنار  دکتر کریمی کار می کردند و ما با ایشان و نحوه مدیریتشان آشنا بودیم. البته بالاخره تفاوتهای فردی هست امابه طور کلی نه فرقی نکرده است.
به قول خبرنگارها کلام آخر؟
اولا از شما و مسولان روابط عمومی دانشگاه تشکر می کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید و همچنین از همه دوستان و همکاران و مسئولان بیمارستان که ابراز لطف فرموده و در روز داروساز پیام تبریک فرستادند سپاسگذارم.
همچنین از طرف خودم به تمام داروسازان عزیز کشور که در رشته های مختلف تخصصی، مشغول خدمتگذاری در این شرایط بحرانی هستند و مخصوصا به همکاران خودم در داروخانه های بیمارستانهای دانشگاه تهران و معاونت غذا و دارو تبریک عرض میکنم و ارزوی موفقیت دارم. همه میدانیم که کار در شرایط کنونی خیلی سخت و مشکل است. مسئولیت و استرس سنگینی بر روی دوش همکاران داروساز شاغل در بیمارستانها وجود دارد. از طرفی با محدودیتها و مشکلات جدی روبرو هستیم و از طرف دیگر بایستی پاسخگوی نیاز شبانه روزی بیماران باشیم. من از نزدیک ناظر هستم که در هریک از بیمارستانهای دانشگاه، همکاران عزیز با تلاش و از خود گذشتگی بسیار، مشغول تامین و تدارک دارو و تجهیزات میباشند و خوشبختانه با سعی و کوشش این عزیزان و پشتیبانی همکاران معاونت غذا و دارو تاکنون تدارک داروخانه ها به خوبی صورت گرفته است.
همچنین به همکاران خوب و زحمتکش و دانشمندم سرکار خانم دکتر ناصح و سرکار خانم دکتر طلاساز هم صمیمانه تبریک و خسته نباشید عرض میکنم و قدردان زحمات و تلاش بی اندازه و ارزشمند این عزیزان در جهت مدیریت بهینه تامین و تجویز و مصرف ایمن داروها در سطح بیمارستان هستم. از خداوند برایشان سلامتی و نیکبختی طلب میکنم.
و نهایتا از جایگاه مدیریت اجرایی از کلیه کارکنان بیمارستان در تمام واحدهای خدماتی، اداری، درمانی و ... که در تمام این سالها با تلاش صادقانه و رفتار صمیمیشان، شرایط ارایه خدمات عظیم درمانی به بیماران نیازمند را فراهم اورده اند، تشکر می کنم.
و در اخر تشکر ویژه دارم از ریاست بیمارستان جناب آقای دکتر پورحسینی و ریاست دانشگاه جناب آقای دکتر کریمی که با حسن اعتماد و نظر خطاپوش خود بنده را مورد عنایت قرار داده و شرایط برخورداری از افتخار همکاری در این مرکز علمی و خدماتی ارزشمند را برای من فراهم کردند.
با آرزوی رشد و پیشرفت و سربلندی کشور عزیزمان.  

انتهای پیام / *
کلید واژه ها
اخبار مرتبط
نظرات کاربران
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد

#