کد خبر: ٥٣٣٥٥/ ٠٩:٣٤ - دوشنبه ١ تير ١٣٩٤/ تعداد بازدید: 140
چاپ
ارسال به دوست
مدیریت امور دانشجویان شاهد و ایثارگر
يادگاران عرصه دفاع مقدس/مصاحبه با معصومه نجفي دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته پرستاري فرزند شهيد هشت سال دفاع مقدس
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: همزمان با تشيع باشكوه شهداي صف شكن و تجديد ميثاق دوباره با آرمان هاي اين عزيزان، اين بار به سراغ معصومه نجفي فرزند شهيد دفاع مقدس و دانشجوي كارشناسي ارشد رشته پرستاري رفتيم تا ضمن آشنايي با مقام آن شهيد بزرگوار گپ و گفتي دوستانه با ايشان داشته باشيم.

ضمن عرض سلام و تشكر از اينكه دعوت ما را پذيرفتيد لطفاً خودتان را معرفي كنيد.
معصومه نجفي متولد خرداد سال 68 در شهرستان اسدآباد استان همدان و فرزند شهيد هستم. پدرم در زمان جنگ و هنگامي كه مادرم مرا دو ماهه باردار و خواهرم فقط سه سال سن داشت، در يكي از ماموريت هايشان مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل شد. در سال 86 در رشته پرستاري علوم پزشكي همدان قبول شدم در سال 91 با كسب رتبه شش سهميه در مقطع كارشناسي ارشد همين رشته در دانشگاه علوم پزشكي تهران پذيرفته شدم و هم اكنون در حال كار بر روي پايان‌نامه خود هستم.

نقش مادرتان را پس از شهادت پدر چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

مادرم واقعاً با مسئله شهادت پدرم بزرگوارانه برخورد كرد. بهتر است مسئله را به گونه ديگري توضيح دهم. بعد از شهادت پدرم، مادرم واقعاً دچار زحمت و مشكل شد چون ما در يك شهر كوچك زندگي مي‌كرديم و مادرم خانه‌دار بود و هيچ شغل و منبع درآمدي هم نداشت. بالطبع زندگي كردن در اين شهر كوچك بدون همسر و بزرگ كردن دو فرزند خردسال كار آساني نبوده است. از اين رو عمويم با توجه به مشكلات پيش‌آمده براي خانواده برادرش، تصميم به ازدواج با مادرم گرفتند تا بتواند از يادگاران برادرش به بهترين نحو ممكن مراقبت نمايد و كمك و همراه مادرم باشد. ناگفته پيداست كه عمويم مي‌توانست به سمت و سوي علايق خود برود ولي به دليل پيوند محكمي كه بين ايشان و پدرم وجود داشت و مشكلات پدرم مشكلات عمويم محسوب مي‌شد به مادرم پيشنهاد ازدواج داد. مادرم هم جهت رفاه حال من و خواهرم با اين پيشنهاد موافقت كرد.
بعد از ازدواج مادرم، ما صاحب دو خواهر دو برادر ديگر هم شديم و زندگي ما رنگ و بوي بهتري گرفت. مادرم در تمام اين سال‌ها نقش مادري خود را به بهترين وجه ايفا كرد و همواره مشوق درس خواندن ما بود. با وجودي كه ما در يك شهر كوچك زندگي مي‌كرديم و روابط بين خانواده‌ها در شهرهاي كوچك بسيار محكم است و رفت و آمدهاي زيادي وجود دارد، مادرم هرگز از ما نخواست در امور خانه‌داري به ايشان كمك كنيم و با در نظر گرفتن مكاني براي مطالعه، كلاً ما را از اين محيط‌ها دور مي‌كرد و به درس خواندن ما بسيار حساس بود و حتي هنگام پذيرايي از مهمان‌ها هم به امور ما سركشي مي‌كرد. بي‌شك اگر دلسوزي‌هاي ايشان نبود رسيدن به اين نقطه از زندگي برايم انقدرها راحت نبود. موفقيت امروز خود را اولاً مديون  فداكاري ايشان و سپس اثر دعاي خيرشان مي‌دانم و با بوسه بر دستان ايشان،  براي تمام مادران آرزوي سلامتي دارم.َ

چه ويژگي از عمويتان در زمان كودكي خود به ياد داريد؟
 عموي من واقعاً جاي خالي پدرم را براي من و خواهرم پر كردو همواره به ما به چشم فرزندان عزيزتر از جانش نگاه مي‌كرد. حتي به جرات مي‌گويم ارتباطي كه بين ما و عمويم شكل‌گرفته به مراتب قوي‌تر از ارتباط ايشان با فرزندان خودشان است. من اين امر را لطف الهي مي‌دانم كه ايشان در سخت‌ترين لحظات مانند فرشته نجات وارد زندگي ما شد و از يادگاران برادرش به نحو احسن مراقبت كرد. ايشان خود هم جانباز 25 درصد و شيميايي است. بي‌ترديد اگر فداكاري ايشان نبود ما نمي‌توانستيم با خيال راحت درس بخوانيم و بزرگ شويم. من و خواهرم تا آخر عمر موفقيت‌هايمان را مديون ايشان هستيم و اميدواريم هرگز اين روحيه احساس مسئوليت در جامعه ما از بين نرود. پدرم بنا به شرايط زمان، حضور در جبهه جنگ را انتخاب كرد و به تمام علايق دنيوي خود پشت پا زد و تا پاي جان بر سر استقلال اين مملكت ايستادگي كرد عمويم هم با توجه به زمان و موقعيت پيش‌آمده تصميم سخت و دشواري گرفت تا دشمن بداند اگر يكي از رزمندگان ما شهيد شود پرچمش به زمين نمي‌افتد و بيرق اسلام همواره در اهتزاز خواهد ماند تا به صاحب حقيقي آن امام عصر تحويل داده شود؛ و اين ميسر نمي‌شود مگر در سايه شناخت مسئوليت تك‌تك افراد جامعه در شرايط پيش‌آمده. البته امثال عموي من بسيارند. كساني كه ظواهر دنيوي و اميال دروني‌شان هرگز نمي‌تواند جلوي بينش صحيح آنان را بگيرد. من همين جا از فرصت استفاده مي‌كنم و بر روح پاك تمام شهيدان درود و بر وجود تمام اين جوانمردان كه پاسداران بي غل و غش خون شهيدانند سلام مي‌فرستم و اميدوارم جامعه ما هرگز از وجود نازنين ايثارگراني چون پدر و عمويم خالي نشود.

 انگيزه شما از ورود به دانشگاه و انتخاب رشته و ادامه تحصيل در آن چه بود؟
واقعيت اين است كه من از ابتدا از بين رشته‌هاي پزشكي و باليني فقط به دندان‌پزشكي و پرستاري علاقمند بودم و چون احساس مي‌كردم در زمينه مراقبت از بيمار، صبر و آرامش بيشتري دارم، از پذيرفته شدن در اين رشته خوشحال شدم و با توجه به روحيات خودم هرگز حاضر به مقايسه اين رشته با ديگر رشته‌ها نيستم چون به پرستاري علاقه دارم و روحيه پيشرفت را در خود زنده مي‌بينم و تا جايي كه بتوانم در اين رشته ادامه تحصيل مي دهم تا اگر قابل باشم بتوانم در حل مشكلات جامعه پرستاري خدمتي انجام دهم.

برنامه‌ريزي تحصيلي‌تان جهت پذيرفته شدن در دانشگاه چگونه بود؟
 ما در شهر كوچكي زندگي مي‌كرديم و امكان استفاده از مدارس شاهد به دليل دوري راه هرگز برايم ممكن نشد. بنابراين من فقط توانستم از امكانات مدارس نمونه دولتي استفاده كنم و چون جو حاكم بر اين مدارس رقابتي است ما در مسير يادگيري قرار گرفتيم. درس خواندن براي ما به يكي از واجبات تبديل شده بود و هرگز جا ماندن از بقيه را نمي‌توانستيم بپذيريم؛ و چون شهر بسيار كوچك و سنتي بود خوشبختانه ما هرگز دچار حاشيه زندگي‌هاي مدرن نشديم و انرژي خود را فقط صرف مطالعه نموديم. درعين‌حال ما در اين مدارس از وجود معلم‌هاي خوبي برخوردار بوديم كه همواره مشوق ما در تحصيل و يادگيري بودند؛ و همواره جمله زيباي خواستن توانستن است را به ما گوشزد مي‌كردند و الحق كه اين جمله تأثير رواني خوبي روي ما داشت و هيچ مانعي نتوانست جلوي خواست ما را بگيرد؛ و به اين ترتيب من توانستم با معدل بالاي 17 از دبيرستان فارغ‌التحصيل شوم.

نحوه درس خواندنتان براي قبولي در مقطع ارشد چگونه بود؟
براي قبولي در اين مقطع، روزي 12 تا 13 ساعت درس مي‌خواندم و هر پنجاه دقيقه فقط ده دقيقه استراحت مي‌كردم. من واقعاً زحمت كشيدم و درس خواندم شايد حدود هشت ماه خودم را با كتاب‌ها و جزوه‌هايم در اتاقم حبس كرده بودم و به چيزي جز قبولي فكر نمي‌كردم؛ و موقعي كه خبر قبولي‌ام را شنيدم بهترين حس زندگي‌ام را تجربه كردم به خصوص وقتي خوشحالي عمويم را ديدم، زحمات و خستگي هشت ماه مطالعه را فراموش كردم و با نيرويي مضاعف جهت ادامه تحصيل به تهران آمدم و حاضرم براي دوباره ديدن آن لبخند بر صورت عمويم، تمام سعي خود را بكنم تا در مقطع دكتراي تخصصي هم پذيرفته شوم.

نحوه درس خواندن شما در دانشگاه چگونه است؟
به خاطر ندارم كه در تمام طول تحصيلم غيبت غيرموجه داشته باشم، چون براي من حضور در كلاس درس بسيار مهم است. نكته‌هايي كه استاد سر كلاس بيان مي‌كند را در هيچ كتاب و جزوه اي نمي‌توان يافت. حتي ارتباط غيركلامي استاد با دانشجويان هم باعث يادگيري بهتر مطالب مي‌شود. بايد در كلاس حضور ذهني و فيزيكي داشت، يادداشت برداري كرد و سؤالات را در كلاس پرسيد. البته درس خواندن و يادگيري فرمول خاصي ندارد و هر كس به روش خودش درس مي‌خواند. بعضي‌ها بايد بيشتر درس بخوانند و بيشتر تكرار كنند. چون تكرار، سبب ماندگاري بيشتر مطالب در مغز مي‌شود. ولي نكته مهم اين است: هرچه بيشتر از مغز كار بكشيم توانمند تر خواهيم بود.

نظر شما در مورد دوست خوب چيست؟
ارتباط برقرار كردن با ديگران به معناي دوستي با آنان نيست. ما بنا به شرايط زندگي با افراد زيادي مراوده داريم از آنان تأثير مي‌گيريم و بر آنان تأثير مي‌گذاريم ولي براي برقرار كردن يك رابطه دوستانه واقعي، بايد افراد را شناخت و تناسب اخلاقي، خانوادگي، مذهبي، اجتماعي، فرهنگي و رفتاري با آن‌ها داشت. علاوه بر اين‌ها دوست خوب بايد بتواند نقش رقيب سازنده را براي ما ايفا كند نه اينكه محرك حسادت ما باشد. با توجه به اين طرز فكر من چند دوست خوب و صميمي دارم و از خداوند بابت حضورشان در زندگي‌ام سپاسگزارم.

  آيا شما فعاليت‌هاي فوق‌برنامه هم داريد و به نظرتان فعاليت‌هاي فوق‌برنامه چقدر مي‌تواند در موفقيت موثر باشد؟
بله من از دوران دبيرستان به امور ورزشي و مطالعه آزاد اهميت مي‌دادم. طبيعي است كه در زمانهاي خاصي اين فعاليت‌ها كمرنگ تر مي‌شود ولي بعد از گذر از آن زمان خاص، باز به آن روي مي‌آورم. من در دبيرستان به مقام دوم آمادگي‌هاي جسماني دست يافتم و به شنا و پياده‌روي هم عادت دارم. فكر مي‌كنم تفريح سالم در زندگي هركسي بايد جايگاه ويژه خود را بيابد و نبايد به خاطر درس خواندن صرف، خودمان را از همه چيز محروم كنيم فقط بايد درست برنامه‌ريزي كرد تا به همه امور زندگي رسيد. اصولاً ورزش باعث نشاط و شادماني بيشتر مي‌شود و فرايند يادگيري را سرعت مي‌بخشد. درعين‌حال مطالعه آزاد و داشتن اطلاعات عمومي قوي از ما در برابر خطراتي كه تهديدمان مي‌كند محافظت مي‌كند. جامعه‌اي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم احتياج به آدم‌هايي دارد كه باورشان قوي باشد و با كوچك‌ترين شكي دچار ترديد در اعتقادات نشوند زيرا دشمن بيدار است و از هيچ راهي براي نابود كردن ما فرو گذار نخواهد كرد. اين استواري در افكار، در ظاهر ما هم مي‌تواند تأثير گذار باشد؛ مثلاً خود من از كلاس پنجم ابتدايي شروع به استفاده از چادر كردم واقعاً كسي حتي خانواده‌ام، مرا مجبور به انجام اين كار نكرد و در طول تحصيل هم كسي نتوانست روي اين انتخاب من تأثير گذار باشد. بنابراين بايد چنان افكار و اعتقاداتمان در ما نهادينه شود كه هيچ نيروي بيروني قادر به تغيير آن نباشد.

نظر شما در مورد استفاده از حجاب برتر چيست؟
حجاب از نظر حضرت امام خميني مصونيت است نه محدوديت، وقتي من باحجاب وارد جامعه مي‌شوم محيط امني براي خودم و جامعه‌ام به وجود مي‌آورم. چون هم خانم‌ها و هم آقايان از نوع پوشش ما پيام مي‌گيرند. آقايان وقتي با يك خانم محجبه روبرو مي‌شوند مي‌دانند كه اين شخص به عنوان ابزار خودنمايي وارد جامعه نشده و خانم‌ها هم متوجه مي‌شوند حضورم در جامعه جهت كسب علم و دانش است و براي خودم و جسمم احترام قائل هستم. اين پاك نگه‌داشتن جامعه از گناه و فكر بد خود از بزرگ‌ترين عبادت‌هاست؛ و من خداوند را به خاطر درك اين مسئله ، پذيرش آن و انجامش شاكرم. 

شما چه توصيه‌اي به دانشجويان جهت بالا بردن انگيزه دروني‌شان داريد؟

در وهله اول دانشجويان نبايد از هنگام ورود به دانشگاه فقط به فكر رفتن و تمام كردن درس خود باشند بلكه بايد اين ترمهاي تحصيلي و اين حضور در دانشگاه را جزء بهترين روزهاي زندگي خود بدانند. جدي گرفتن درس‌ها از روز اول ورود به دانشگاه لازم است و به نظر من اگر طرز فكر خود را بر پايه استفاده از امكانات علمي و اين فرصت منحصربه‌فرد بنا كنند و نه لزوماً فقط تمام شدن و رفتن هرگز انگيزه يادگيري در آنان ضعيف نخواهد شد.

نظر شما در مورد استفاده از سهميه چيست؟
سهميه حق فرزندان شهيد است ولي اين حق نبايد به صورت يك خواسته ناحق در جامعه نمايش داده شود. چون قبول شدن در بعضي از رشته‌ها واقعاً به سهميه ربطي ندارد و اگر كسي كشش درس خواندن را نداشته باشد نمي‌تواند از اين امكانات استفاده كند. محيط دانشگاه رقابتي است و دانشجويي مي‌تواند موفق باشد كه كشش تحصيل را داشته باشد و در حين مطالعه در جا نزند. واقعاً شرايط خانواده شهدا و جانبازان براي ديگران قابل‌تحمل نيست. به عبارت ديگر بايد يك شب تا صبح در كنار يك جانباز رواني زندگي كرد تا فقط گوشه‌اي از مشكلات اين قشر از جامعه را حس كرد. خانواده آنان ايثار مي‌كنند و اين نشان‌دهنده آن است كه حس و روحيه ايثار طلبي هنوز در جامعه زنده است و بر ماست كه به اين ايثارگران احترام بگذاريم. درعين‌حال به دوستانم توصيه مي‌كنم كه در گير حواشي نشوند بلكه بايد تلاششان را بيشتر كنند تا استعدادهايشان نمايان شود. به اين ترتيب ديگران هرگز نخواهند توانست  بافكرهاي آزاردهنده خود آنان را عذاب دهند و اين جو به خودي خود خواهد شكست.  يادمان نرود دفاع مقدس نمايانگر عصاره‌اي از هويت ايراني مسلمان است و بهترين ابزار براي نشان دادن اين هويت و تمام زيبايي‌هايي كه فرزندان اين مرز و بوم آفريدند، انجام كارهاي فرهنگي جهت شناخت بهتر اين افراد است. در اينجا فرصت را غنيمت شمرده و از مديريت ستاد شاهد جهت انجام اين مصاحبه‌ها تشكر مي‌كنم. چون فرزندان شهدا و جانبازان مي‌آيند و با افتخار خود را و موفقيت‌هايشان را به ديگران نشان مي‌دهند و به همه مي‌گويند كه حافظ خون پدران و جانبازان عزيز مي‌باشند و با حركت در جبهه علمي هرگز نخواهند گذاشت دشمن جرات و جسارت برخورد با اين ملت را در سر خود بپرورد. ناگفته پيداست كه اين حركت بسيار موثر است ولي كافي نيست چون ما بيش از هر زمان ديگري نيازمنديم كه نسل جوان را با مفهوم ايثار طلبي و جنگ آشنا كنيم. نياز داريم براي فرزندانمان و نسل جديد الگويي را پديد بياوريم كه آن‌ها را در مسير درست قرار بدهد. اميدوارم اين گام‌هاي اوليه بتواند نقش موثري در شناخت نسل جديد از تهديدات رنگ به رنگ دشمن ايفا كند و آنان را  نسبت به وظيفه خويش آگاه‌تر سازد.

به عنوان فرزند يك شهيد چه انتظاري از جامعه داريد؟
 من هيچ انتظاري از جامعه ندارم. پدرم و هم‌رزمانش هم براي كسب ثروت‌هاي دنيوي جان خود را در طبق اخلاص نگذاشتند بلكه اين امر را وظيفه خود ‌دانستند. ولي يك گله و شكايت از بعضي دوستان دارم. متأسفانه بسياري از حريم‌ها در جامعه و در دانشگاه شكسته شده است و اين خود زنگ خطري براي مسئولين است. ما اين انقلاب را آسان به دست نياورده‌ايم بلكه با ايثار خون پدران و عزيزان مان به اينجا رسيده‌ايم. نبايد بگذاريم ارزش اين خون‌ها و حرمت آن از بين برود. بايد كار فرهنگي بيشتري براي جوانان انجام داد و مراقب خون شهدا و افكار پاكشان بود. چون طبق وعده الهي ايشان هرگز نمرده‌اند و روزي‌خوار درگاه اويند و ناظر بر اعمال ما. پس مراقب باشيم تا در روز قيامت جلوي آنان سرافكنده و خجل نباشيم.
از اينكه وقت خود را به ما اختصاص داديد سپاسگزاريم./ق

عكس و مصاحبه: نجمه عبدالكريمي
انتهای پیام / *
کلید واژه ها
اخبار مرتبط
نظرات کاربران
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد