چاپ
ارسال به دوست
نخستین ها قدیمی, نخستین ها
نخستين ها/ دكتر عبداله خان احمديه، استاد تاريخ طبيعي
برگرفته از كتاب نخستين ها: دكتر احمديه از نظر اخلاقي نمونه و سرمشق يك طبيب حكيم بود. در مطب و در عيادت از بيماران حق معاينه تعيين نكرده بود هر بيمار هر قدر خودش مايل بود، روي ميزي كه براي اين كار در گوشه اي از مطب قرار داشت مي گذاشت و مي رفت.

روابط عمومي دانشگاه در نظر دارد با هدف آشنايي بيشتر دانشگاهيان به خصوص دانشجويان گرامي با اساتيدي كه نقش برجسته اي در شكل گيري دپارتمانها و مجموعه هاي ارزشمند دانشگاه داشته اند، ستوني را تحت عنوان "نخستين ها" به اين امر اختصاص دهد. كتاب ارزشمند نخستين ها اثر استاد فقيد دكتر شمس شريعت تربقان در شروع منبع اوليه اين ستون خواهد بود ولي در ادامه به آن محدود نبوده و خوانندگان گرامي مي توانند شخصيت هاي برجسته مد نظر خود را به همراه معرفي زندگينامه و معرفي خدمات و آثار ايشان پيشنهاد دهند. هدف ديگر اين ستون ايجاد تعاملي دو سويه با خانواده بزرگ دانشگاه در درجه اول و تمامي ايرانيان در درجه بعد در جهت گردآوري آثار، اسناد، خاطرات و خدمات اين بزرگان است.
در سال 1265 هجري شمسي در شهرستان آمل خانواده ميرزا محمدحسن بيك بندار كه از سران و محترمين طايفه بندار مازندران بود، صاحب نوزاد پسري شد كه نامش را عبداله گذاشتند. عبداله دوران كودكي و نوجواني را در آمل گذراند و مقدمات سوادآموزي را در مكتب هاي متداول آن زمان آموخت.
هنگامي كه امير مكرم حاكم مازندران مرحوم صحت الملك را براي تربيت و آموزش فرزندش عظام الدوله به آمل دعوت كرد. اميرمكرم كه تيزهوشي عبداله را در فراگيري دروس شنيده بود از صحت الملك خواست تا به عبداله آموزش دهد. عبداله چنان تيزهوشي و فراستي در امر يادگيري و آموزش از خود نشان داد كه به هنگام بازگشت صحت الملك به تهران از والدينش خواست تا عبداله را با خود براي ادامه تحصيل در دارالفنون ببرد. والدين عبداله به اين امر رضايت دادند و بدين طريق عبداله تحصيلات متوسطه را در دارالفنون به پايان برد و براي ادامه تحصيل مدرسه طب دارالفنون را انتخاب كرد.
 در آن دوران يعني در اواخر دهه 1320 و اوائل دهه 1330 قمري (1291 شمسي) كه عبداله در رشته طب دارالفنون درس مي خواند، مدرسه طب دارالفنون كه حكم دانشكده پزشكي را داشت داراي استاداني ايراني و خارجي بود كه بيشتر استادان خارجي فرانسوي بودند. از جمله استادان داخلي برجسته در اين زمان مي توان آقايان دكتر اميراعلم معلم تشريح موضعي و تراپوتيك، دكتر حكيم اعظم معلم امراض داخلي و فيزيولوژي و طب قانوني، دكتر لقمان الملك معلم امراض خارجي و مجاري ادراري، دكتر صحت الدوله معلم طب ايراني، دكتر لسان الحكما معلم كحالي (چشم پزشكي)، دكتر لقمان الدوله معلم امراض عمومي، دكتر احياءالملك معلم حفظ الصحه، دكتر يونس خان معلم مامايي و باكتريولوژي و چند معلم ديگر در رشته هاي حيوان شناسي و فيزيك و شيمي و اطفال و جراحي صغير و... را اسم برد. عبداله خان كه با نمره خوب تحصيلات دوره مقدمات طبيه يا آنچنان كه مرسوم روش آموزش فرانسوي متداول در آن زمان بود دوره PCN را گذرانـــده بود در سال 1331 هجري قمري سال اول و بالاخره در سال 1294 شمسي دوره تحصيلات طب را در مدرسه مباركه دارالفنون شعبه علم طب به اتمام رساند و موفق به اخذ ديپلم چهارخانه (اصطلاحي كه آن زمان به گواهي نامه پزشكي دارالفنون اطلاق مي شد) گرديد. البته ذيل همين ديپلم اجازه نامه طبابت به فارغ التحصيلان داده مي شد. اما چون به موجب نظامنامه اجراي قانون راجع به اجازه طبابت مورخه 22 مرداد 1309 شمسي اجازه اشتغال به طبابت را كه از طرف وزارت معارف صادر مي شد مي بايست فارغ التحصيلان اخذ نمايند، به همين جهت اجازه اشتغال را عبداله احمديه در سال 1310 شمسي از وزارت معارف دريافت كرد و بدين طريق عبداله خان احمديه با عنوان دكتر عبداله خان احمديه (بن دار) رسماً داراي مجوز و حق طبابت در مملكت ايران شد. دكتر عبداله خان احمديه پس از فراغت از تحصيل با سمت طبيب مريضخانه احمديه يعني بيمارستاني كه به وسيله دكتر اميراعلم تاسيس و در زمان احمد شاه قاجار افتتاح شد، مشغول به كار گشت. در شرح حال دكتر عبداله خان احمديه مي نويسند كه ايشان نام خانوادگي خود را كه بن دار بوده است به خاطر كار در اين بيمارستان از بن دار به احمديه تبديل مي كند.
در سال 1298 شمسي به موجب حكمي كه از طرف وزارت جنگ به ايشان داده شد و به لحاظ لياقت و شايستگي به منصب ياوري منصوب مي شوند.
دكتر احمديه از اول آبان 1302 برحسب پيشنهاد اداره مدرسه طب و تصويب اداره كل معارف با حقوق ماهيانه بيست تومان به سمت معلم تاريخ طبيعي و مدرسه دواسازي منصوب مي شود بعلاوه در همين سال جزء هيئت ممتحنه سال ششم دارالفنون نيز بوده است.
بنا به نوشته مرحوم دكتر محمود نجم آبادي كه در شماره هاي 5 و 6 مجله جهان پزشكي نوشته هاي ايشان مندرج است دكتر احمديه در سال 1314 به كشورهاي آلمان و فرانسه و بلژيك مي رود و با كسب تجاربي به ايران برمي گردد.
از جمله فعاليت هاي ديگر ايشان ارسال خطابه اي براي كنگره پزشكي ايران منعقده در تاريخ 10 تا 18 تيرماه 1324 است. اين كنگره در مراسم افتتاح مراسم هزاره ابن سينا در همدان با شركت دانشمندان ايراني و خارجي و به وسيله انجمن آثار ملي برگزار شده است.
از بهمن 1310 كه وزارت معارف به ايشان اجازه نامه طبابت در مملكت را مي دهد، دكتر عبداله احمديه در خيابان چراغ برق (اميركبير كنوني) اول پامنار مطب خود را داير مي كند و در اعلاني كه به دو زبان فارسي و فرانسه منتشر مي كند افتتاح مطب خود را اعلام مي دارد. متن اعلاميه چنين است: "دكتر عبداله خان طبيب جراح كحال صاحب نشان علمي و ديپلم درجه اول دكتري اكسترن انترن و طبيب مريضخانه احمديه و معلم تاريخ طبيعي طبي در مدرسه مباركه دارالفنون."
دكتر احمديه بخاطر تحقيقات باارزششان در رشته طب باستاني نائل به دريافت تقديرنامه هايي از مجامع پزشكي و فرهنگي ايالات متحده آمريكا و اتحاد شوروي و پاكستان و ممالك ديگر گرديد. در سال 1337 مجمع پزشكي طرفدار طب قديم كه مركزش شهر كراچي است ايشان را به عضويت خود پذيرفت و استاد را براي شركت در كنگره بزرگ خود دعوت به مسافرت به پاكستان كرد. اما ايشان به هيچ وجه حاضر نبود مطب خويش را حتي به طور موقت تعطيل كند و در اين صورت از حركت بدان صوب خودداري كرد.
دكتر احمديه علاوه بر كارهاي آموزشي و بهداشتي و درماني كه در نهايت وظيفه شناسي و احساس مسئوليت انجام مي داد از شركت در كنفرانسهاي علمي و نشر و تاليف مقالات و كتب پزشكي كوتاهي نمي كرد كه نمونه آن شركت در كنگره ابن سينا بود. بعلاوه از ايشان دو كتاب پزشكي چاپ و منتشر شده است كه اولي تحت عنوان "پژوهشي در بخشي از قانون ابن سينا درمان روماتيسم، نقرس و سياتيك" است كه به قول نويسنده كتاب پژوهشي علمي و رساله اي در پزشكي سنتي و گياه درماني است.
كتاب دوم ايشان در سه جلد با عنوان راز درمان چاپ و منتشر شده است. در اين سه جلد دكتر احمديه آنچنان كه خودشان نوشته اند "طبيب خادم طبيعت است." و يا "با طبيعت بر بالين بيمار"، فصلي هم با عنوان "فصلي از شيوه اخلاقي پزشك" در اين كتاب وجود دارد كه بحثي مستوفي در رعايت اخلاق پزشكي است.
شيوه پزشكي دكتر احمديه استفاده از روشهاي جديد پزشكي توام با روشهاي طب سنتي ايران بوده است و هر دو روش براي دكتر احمديه اهميت و جايگاه خاصي داشته است. وي معتقد بود كه پزشك بايد سبك جديد و سبك قديم را بداند و اگر در روش جديد نااميدي حاصل شد به روش قديم بپردازد. دكتر احمديه معتقد بود كه بر هر طبيب فرض است كه از معالجات پيشينيان و خواص داروهاي قديم و موارد استعمال آنها كاملا آگاهي يابد و در موقع لزوم از خود در آن روش تصرفات و تتبعاتي بنمايد. در موارد معضلات پزشكي و بيماريهايي كه با روش جديد عاجز از علاج آن بود از روش تشخيص و درمان قديم كه در آن ابداعات و ابتكارات و تغييراتي مي داد استفاده مي كرد.
از نظر اخلاقي دكتر احمديه نمونه و سرمشق يك طبيب حكيم بود. در مطب و در عيادت از بيماران حق معاينه و ويزيت تعيين نكرده بود هر بيمار اگر مي خواست حق العلاجي بپردازد هر قدر خودش مايل بود، روي ميزي كه براي اين كار در گوشه اي از مطب قرار داشت مي گذاشت و مي رفت. وي معتقد بود كه حرفه پزشكي شريف تر از آن است كه بتوان آن را با پول و جواهر و زخارف دنيوي عوض كرد. يكي از بيماران دكتر احمديه كه از شخصيت هاي سرشناس آن زمان بود و در نوجواني بيمار دكتر احمديه بوده است مي نويسد: مطب او در آن زمان در خيابان چراغ برق نبش پامنار قرار داشت كه بيشتر شبيه به يك خانه بود تا به يك مطب. كاسه اي روي ميز در بيرون اتاق معاينه و دفتر گذاشته بود هركس حق ويزيت را به صلاحديد خود در آن كاسه مي گذاشت و اگر دكتر به اشخاص بي بضاعت حواله اي مي داد وجه آن از همان كاسه برداشته مي شد نمي دانم آخر هر روز اين كاسه بدهكار مي شد يا بستانكار.
يكي از فرزندان دكتر احمديه در خاطراتش مي نويسد: روزي براي اين كه همانند پزشكان ديگر نظمي در حق ويزيت داده باشيم تابلويي را به ديوار نصب كرديم كه ميزان حق معاينه در مطب و عيادت در منزل را مشخص مي كرد پدر با ديدن آن بسيار ناراحت شد و بر ما فرياد كشيد كه چرا با اين كار مردم را مكلف مي سازيد؟ من كه دكان بقالي باز نكرده ام حرفه طبابت شريف تر از آن است كه براي درمان يك بنده خدا شرط و شروط تعيين كنيم.
دكتر احمديه بنا به نوشته دكتر آرسيس احمديه (نوه ايشان) از سال 1294 تا سال 1338 شمسي يعني مدت 44 سال در بيمارستان و مطب از صميم قلب و در نهايت پاكيزگي به مداواي بيماران و دردمندان پرداخت و بالاخره در چهارم مردادماه 1338 دارفاني را وداع گفت و در امامزاده عبداله به خاك سپرده شد./ق




چنانچه خوانندگان گرامي از اين استاد خاطرات، اسناد، تصاوير و يا اطلاعات ديگري در اختيار دارند در صورت امكان آن را در اختيار واحد روابط عمومي دانشگاه به آدرس Nokhostinha@tum.ac.ir و يا آدرس پستي بلوار كشاورز – خيابان فلسطين- خيابان دمشق- پلاك 21– طبقه اول- روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران ارسال فرمايند.

برگرفته از كتاب نخستين ها نوشته استاد فقيد دكتر شمس شريعت تربقان
تنظيم: محبوبه بهلولي

٠٠:٠٠ - شنبه ١٠ خرداد ١٣٩٣ / کد خبر: ٤٤٤٢٢ / تعداد بازدید: 1510
شهاب
1393/10/04 0:0
0
0
ايشان يك طبيب بودند نه يك پزشك
مرتضي عزيزيان دانشجوي دكتري فيزيوتراپي
1393/07/08 0:0
0
0
چه خوب بود اثار و كتابهاي اين اساتيد بزرگوار بصورت پي دي اف در سايت باز مي شد ...كتاب دكتر احمديه يك رفرانس خوب براي طب سنتي وتلفيق آن با طب جديد است.
yasaman
1393/05/30 0:0
0
0
نكته جالبي وجود داره !!!! امروزه از هر دانش اموز رشته تجربي دبيرستاني كه در مورد هدفش ميرسي(غالبا)جواب ميده كه پزشكي دوست دارم حالا هدفش ازين انتخاب چيه؟چه چيزي توي پزشكي ديده كه اين موضوع رو انتخاب كرده؟ پول و ثروت و ماشين هاي مدل بلايي كه دكترا ماه به ماه عوض ميكنن و ... فقط همين!!!! ذيگه چيزي به اسم شرافت شغل پزشكي وجود نداره شرافت پزشكي مررررررررد....... ميدونين كي؟؟؟؟؟؟ همون موقعي كه يه دختر 4 ساله بدليل نداري و فقر و بدبختي جراحي نميشه....جون ميده همون موقعي كه يه پسر 22 ساله تو بيمارستان ..... عمل پيوندش رو انجام نميدن...چون نه پول داره جراحي كنه نه از پس داروهاي ميليوني بعد از عملش بر مياد...جون ميده . . . اينه جامعه ما اونايي كه يه جعبه ميذاشتن گوشه مطب و از كسي طلب پول نميكردن رفتن و اين شرا فتا رو هم با خودشون بردن... ببينيم نسل بعدي چه ميكنه......
1393/05/22 0:0
0
0
اميدوارم فرزند 10 ساله با هوش من نيز اين بندگان را كه درس اخلاق از علي آموخته اند سرمشق قرار دهد به اميد ظهور هر چه زودتر امام زمان
كيخسرو
1393/04/31 0:0
0
0
پزشكاني كه در كار طبابت بر الگوي امشاسپندان (فرشتگان ياري بخش خدا ) عمل ميكنند براستي مقدسند . زنده و جاويد باد نامشان در جهان
امير
1393/03/22 0:0
0
0
اين بنده خدا كه ميگه "كاش ما هم از ايشان ياد ميگرفتيم " خوب مگر كسي جلوش را گزفته ياد بگيرد ترويج دهد و انجام دهد و دهيم. اينكه كاش كاش كنند و دست روي دست بگذارند كه رفع تكليف نميكند
اسوه هاي ميهن
1393/03/22 0:0
0
0
با سلام. از روابط عمومي بخاطر اجراي اين كار كمال تشكر را دارم. واقعا در كهن ترين مجموعه مدرن آموزشي كشور جاي خالي اين ستون شديدا احساس ميگرديد. اميدوارم با پيگيري آن بتوانم راه حقيقت را بروشني در يابم. ياد اين عزيزان هم گرامي باد و روحشان شاد و در آرامش ابدي بدانند كه بقول حضرت مولانا تا زميخانه و مي نام و نشان خواهد بود سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
1393/03/22 0:0
0
0
خدا رحمتش كند. از يشان مي بايست به عنوان اساتيد و الگوهاي اخلاق نام برد. و نامشان را همواره در تاريخ زنده نگهداشت
1393/03/22 0:0
0
0
كاش ما هم از ايشان ياد ميگرفتيم خدايش بيامرزاد
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه نظرسنجی و افکار سنجی
اقدام روابط عمومی در انتشار تاریخ شفاهی دانشگاه در قالب مصاحبه های هفتگی با اساتید ، در سایت دانشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

خیلی خوب
خوب
متوسط
بد
خیلی بد