گالری عکس مرتبط
  • تاریخ انتشار : 1399/12/07 - 12:50
  • تعداد بازدید خبر : 450
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه

دلنوشته رئیس دانشکده توانبخشی به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام و روز پدر

دکتر محمدرضا هادیان در دلنوشته ای به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام و روز پدر نوشت: روزگار کاش می توانستی همه نیرو هایت را، و ای مادر طبیعت کاش میتوانستی همه بارآوری ات را ، در آفرینش انسانِ بزرگترین روی هم می گذاشتی تا بار دیگر به جهان ما، یک علی دیگر ارزانی میکردی تا نشان دهی که یک انسان در رودخانه روشنفکرنمایی های روزگاران، توانست واژه ای زیبا و مانند بی مانندی را از یک انسان فرزانه، نژاده و اسطوره در درازای دیرینه انسان را واگو نماید.

170888.mp3 دلنوشته رئیس دانشکده توانبخشی به مناسبت میلاد حضرت علی علیه السلام و روز پدر
به گزارش روابط عمومی دانشکده توانبخشی؛ متن دلنوشته به شرح زیر است:
درود  بر پدری  که دیگر نداریم! و یا داریم ولی هنوز ارزش آن و آن های آن را نمی دانیم! 
چون ابرهای بهاری شتابان می‌گذرند و ما گذر آن ها را نمی بینیم! 
پیشکش میکنیم باران های صورت را به سفرکرده پدری که  دیگر در این سرای نیست! 
و یا هست و ما شانه های استوار او را پناه نمی گیریم و سایهِ سرمان را  نمی بینیم! 
در این سرای نیست که به ایشان بگوییم دوستت داریم! و یا هست و ما در دریای گیجی مان، دنبال آب هستیم! 
بخت دیدن را با چشم سر و در روزهای دلتنگی نداریم!
 و یا داریم و چشمهای مان را آنقدر بسته نگه داشته ایم که زهره باز کردن و دیدن را نداریم. 
 دیگر صدای پدر را در این سرا نداریم که می‌گفت فرزندم، خوبی! 
و یا داریم و گوشها را بسته ایم و کلاهی هم بر سرمان گذاشته ایم که تمام گوشمان را گرفته است! 
آن زمان که دلمان هوای تو را میکند، تنها خاکهای گورستان را و سنگی را بر آن داریم! 
و یا آن قدر سنگ دور و برمان چیده ایم که نمی‌دانیم که به کدام سمت برویم! 
اما هنوز می دانیم که  دوست تان داریم.
آن زمانی  که روان وتنمان درد دارند، نداریم مگر یاد دستهای زبر تو بر گونه های خیسمان و نوازش آن! 
و یا دستهای پدرمان و نوازش آن را نمی بینیم! 
شانه هایمان را که تنهایی در دنیا و بار آن به درد آورده است را پناهگاهی نداریم، 
مگر یاد روزهای داشتنتان و نگاه گرم و آرزوهای بلندت برایمان!
 یا هنوز دستهای گرم و نوازش صورتمان را داریم ولی خودمان را پس کشیده ایم در پستویی که گم شده ایم! 
شانه ها و آغوش های باز را هم در هیاهوها و خیابان های شلوغ می‌جوییم! 
گم کرده ایم و چون گم شدگان بدنبال آغوش باز گم کرده مان میگردیم.
 
 ای روزگار کاش می توانستی همه نیرو هایت را، و ای مادر طبیعت کاش میتوانستی همه بارآوری ات  را ، در آفرینش انسانِ بزرگترین روی هم می گذاشتی تا بار دیگر به جهان ما، یک علی دیگر ارزانی میکردی تا نشان دهی  که یک انسان در رودخانه روشنفکر نماییهای  روزگاران، توانست واژه ای زیبا و مانند بی مانندی را از یک  انسان فرزانه، نژاده و اسطوره در درازای دیرینه انسان را واگو نماید.
 
روز پدر، روز مرد، روز ایستادگی، روز آغوش های باز، روز دستهای زبر بر گونه های خیس، روز عشق‌ و عشق بازی بر شمایان خجسته باد!
  • گروه خبری : دانشکده توانبخشی
  • کد خبر : 170888
لیلا  روستا
خبرنگار

لیلا روستا

تصاویر

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید