• تاریخ انتشار : 1398/11/25 - 00:00
  • تعداد بازدید کنندگان خبر : 5
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

سومین روز از کارگاه بین المللی موضوعات و مسائل چالش برانگیز در تحقیقات کیفی/پروفسور ویرجینیا براون رویکردهای کیفی را تشریح کرد

روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: پروفسور ويرجينيا براون؛ در سومين روز از كارگاه بين المللي موضوعات ومسائل چالش برانگيز در تحقيق كيفي تحقيق كيفي و رويكردهاي كيفي را به تفضيل شرح داد

به گزارش روابط عمومي دانشكده پرستاري و مامايي: پروفسور ويرجينيا براون از اوكلند نيوزلند، در سومين روز از كارگاه بين المللي موضوعات و مسائل چالش برانگيز در تحقيقات كيفي؛ رويكردهاي كيفي را تشريح كرد.

تحليل تماتيك (Thematic analysis)

روشي است كه خيلي وقت است به عنوان يك راه براي تحليل داده ها مطرح شده است. اين روشي است براي تجزيه و تحليل داده ها؛ راهي براي سازمان دهي و توصيف دهي. خيلي مهم است كه تحقيق كيفي خوب انجام شود. بررسي اين كه چطور يك استنباط خاص نسبت به يك موضوع خاص ايجاد مي شود. زبان فعال است و تاثير گذار است. تحليل تماتيك مي تواند خيلي چيزها را شامل شود. مي تواند براي نشان دادن داده ها باشد، مي تواند تجربي باشد و به شركت كنندگان حق دانستن بدهد. فقط داده ها را ارائه نمي دهد، بلكه آنها را تفسير هم مي كند.

Theme يا درون مايه

Themeچيزي است كه بيش از يك بار تكرار مي شود. در تحقيق كيفي هميشه به دنبال Themeمي گرديم. اما گاهي تجربه هاي يك باره هم مهم هستند. Themeها ايده هاي مكرر هستند كه در مورد موضوع تحقيق هم بايد مهم و مرتبط باشند. هميشه بايد در رابطه با اين موضوع بايد در موردشان قضاوت شود. در مورد معماري فكر كنيد؛ چيزهاي زيادي موجب ساخت خانه مي شوند. سئوالي كه خيلي مهم است اين است كه Themeچطور بايد باشد؟ چه ابعادي بايد داشته باشد؟ Themeكه ما شناسايي مي كنيم انعطاف پذيري زيادي دارند. تا اندازه اي با ديدگاه و جهان بيني خودمان به Themeها مي نگريم. ما مجبور هستيم در تحقيقاتمان عيني باشيم. ديدگاه رشته در تحليل داده ها متفاوت است.

نكات مثبت تحليل تماتيك

در روز اول كارگاه و اول بحث در خصوص تحقيق كيفي، مطرح شد كه ما نبايد ديدگاه هايمان را در تحقيق خودمان لحاظ كنيم. تحقيق كيفي از هر نوعي كه باشد بايد ارگانيك، غني و حاوي داده هاي كامل باشد.

تئوري ها يا اول داده ها؟

چرا اول تئوري را در نظر مي گيريم؟ دانشجوها سعي مي كنند تئوري هاي پيچيده اي را ياد بگيرند قبل از انجام تحقيق و به داده ها توجهي نمي كنند. به نظر من كافي است كه تا حد اندكي تئوري ها را بدانيد و بعد وارد تحقيق شويد و در جريان تحقيق آن ها را بشناسيد.

هدف تحقيق را بدانيد

مهم است بدانيد چرا تحقيق را انجام مي دهيد. بايد بدانيد چرا تحقيق را انجام مي دهيد و چگونگي انجامش را به خوبي انتخاب كنيد. آنتولوژي (هستي شناسي) اساساً برمي گردد به تئوري واقعيت ها و مشخص مي كند كه آيا واقعيت و طبيعت به عنوان عنصر مجزايي وجود دارد يا نه؟ يا اين كه چيز مجزايي نسبت به درك ما از بشريت نيست. فكر مي كنيد آيا دنيايي قبل از آن كه كسي بشناسدش وجود داشته است. واقعيت مستقل از ذهن وجود دارد؟

رويكرد نسبيت

رليتيويسم(Relativism) يا رويكرد نسبيت مي گويد واقعيت چندگانه، ساخته شده و شكل يافته است. اين رويكرد معتقد است كه اصولاً واقعيت بر نحوه آشنايي و شناخت ما از واقعيت مبتني است. اين ديدگاه معتقد است كه واقعيت به شكل مستقل وجود ندارد. رويكرد نسبيت مي گويد منظره اي كه مي بينيم از جنبه هاي مختلف ممكن است ديده شود و هر باري كه ما آن را مي بينيم از زواياي مختلفي به آن نگاه مي كنيم. همه اين منظره ها واقعيت دارند، اما هر كس هر بار از زاويه اي متفاوت آن را مي بيند. واقعيت را نمي توان به طور كامل شناخت. در واقع واقعيت ها يك منشوري هستند كه هر بار از زاويه اي متفاوت ديده مي شوند. واقعيت را مي بينيم؛ اما اين واقعيت يكسان نيست.

چارچوب معرفت شناختي (Epistemological)

در فرهنگ غرب از اين علوم شخصيتي در خيلي از مسائل استفاده مي شود؛ حتي براي استخدام هم از آن استفاده مي شود. تست هاي شخصيتي براي امور مختلفي از افراد گرفته مي شود. خيلي ها هم هستند كه مي گويند اين چيز مسخره است. اما در انگلستان علوم شخصيتي را افراد زيادي قبول دارند. علوم شخصيتي را به عنوان تنها شيوه درست براي درك رفتار انسان مي دانند. اگر در مصاحبه كاري شركت كنيد و بگوييد كه به علوم شخصيتي اعتقاد نداريد؛ به شما كار نمي دهند.معرفت شناختي نوعي معتبر از دانش است. به نظر بعضي ها اپيستمولوژي دانش قابل قبولي است و بعضي ها هم آن را به چالش مي كشد و آن را بي اعتبار مي دانند.

دانش؛ خلق يا كشف

دو ديدگاه وجود دارد؛ يكي اين كه درك دانش از طريق تحقيق كشف مي شود. در اين ديدگاه اصل بر اين است كه دانش چيزي است كه وجود دارد. بعضي از اوقات هم معتقد هستند كه دانش خلق مي شود. براي مثال يك باستان شناس كسي است كه دانش را كشف مي كند. اين دانش وجود دارد؛ مستقل از اين كه كسي آن را كشف كند يا نه؟ اين واقعيت وجودي اش تغيير هم نمي كند ودر واقع باستان شناس ها هم كاشف دانش هستند نه توليد كننده آن. ديدگاه ديگري وجود دارد كه معتقد است محقق كسي است كه واقعيت را خلق مي كند. مثل مجسمه ساز. او چيزي را به عنوان واقعيت خلق مي كند و قبل از آن چيزي از آن واقعيت وجود نداشته است.

اثبات گرايي

اثبات گرايي(positivism) تنها شكلِ معتبر از انديشه را متعلق به روش علمي مي داند. در واقع معتقد است تنها شكل از انديشه كه باقي مي‌ماند متعلق به انديشه قطعي (positive) و تجربي علم است. مشاهده كننده را از آن چيزي كه مي بيند و شاهد آن است، جدا مي كند. واقعيت را براساس يك سري از اهداف و از طريق جمع آوري عيني خيلي از داده ها روشن مي كند. دانش معتبر از طريق متغير هاي علمي به وجود مي آيد. همانطور كه گفته شد؛ واقعيت وجود دارد و ما با بهترين روش ها بايد آن را درك كنيم. واقعيت ممكن است وجود داشته باشد و ما بعداً به آن برسيم. اثبات گرايي مي گويد دانش جهاني است بنابراين نمي شود در تحقيق كيفي از آن استفاده كرد.

ساخت گرايي

در رويكرد ساخت گرايي (Constructionism) عيني بودن دانش زير سئوال مي رود. در اين رويكرد شيوه اي كه ما دنيا را مي شناسيم به دنياي اجتماعي مان بر مي گردد. دانش توسط حذف زندگي از يك وضعيت ايجاد نمي شود. مي توان گفت واقعيت مي تواند از طريق تحقيق هم توليد شده باشد و محقق در واقع مي تواند بخشي از توليد دانش باشد؛ جزئي از جريان. اين درست مخالف نگرش اثبات گرايي است كه محقق را رباط مي داند. اين رويكرد كاوش به دنبال واقعيت خارجي، را حذف مي كند. اين روش در معرفت شناختي خيلي استفاده مي شود؛ حتي تحقيق كمي هم در همين چارچوب مي تواند انجام شود. بستگي دارد كه چطور از آن استفاده شود. در تحقيق كيفي از اين ساخت گرايي بسيار استقبال شده است.

زمينه گرايي (Contextualism)

Contextualism يا زمينه گرايي، روشي نرم تر از ساخت گرايي است. در اين رويكرد دانش چيزي است كه به صورت آرماني وجود ندارد و از يك زمينه (context) به وجود مي آيد. دانش در اين چارچوب هميشه محلي و محدود به جاي خاصي است. نسبي و مشروط است و جهاني نيست. اين رويكرد مي گويد دانش در يك زمينه خاصي حقيقت دارد. كارهاي بشر با زمينه است كه تحليل مي شود. ايده اصلي كه در اين رويكرد وجود دارد مي گويد فعاليت هاي بشر به زمينه شان برمي گردند. ارزش هاي آنها در زمينه زندگي خودشان معني مي شود. در معرفت شناختي معنا ندارد كه افراد را از زمينه خودشان جدا كنيم.

از مصاحبه نترسيد

اگر مصاحبه گر خوبي نباشيد؛ نتوانيد مصاحبه را به خوبي اداره كنيد و يا از مصاحبه بترسيد، داده هاي خوبي از اين روش به دست نخواهيد آورد. روش ها براي برخي از اهداف در يك Context خاص خوب هستند. به نحوه جمع آوري داده ها و روش هاي آن ها توجه كنيد.

تحقيق كنيد تا نشان دهيد كه چه كسي هستيد

سعي كنيد Reflexivity را پيوسته انجام دهيد و داشته باشيد. Reflexivity يك امر مهم در تحقيق كيفي است. درك ارزش ها و نگرش هاي يك فرد با فرايند تحقيق. در تحقيق كيفي Supjectivity بخشي است از تحقيق. درك اين كه زندگي نامه شما به عنوان محقق چه تاثيري روي فرايند تحقيق دارد؛ چگونه Context اجتماعي و سياسي كه در آن قرار داريد، روي تحقيق شما تاثير مي گذارد. Reflexivity شامل فكر كردن در مورد خيلي از چيزها مي شود. همگي ما زندگي و تعهدات سياسي و عقيدتي داريم. پيش فرض هاي تئوريك داريم. تجارب شخصي داريم. بنابراين همه اينها را در فرايند تحقيق وارد مي كنيم. در تحقيق كيفي، محقق در تمامي فرايند تحقيق فعال است. عبارتي هست كه مي گويد تحقيق كنيد تا نشان دهيد كه چه كسي هستيد. اين كه شما چه كسي هستيد تاثير مي گذارد روي ديد ديگران نسبت به شما.
اولين كارگاه بين المللي موضوعات و مسائل چالش برانگيز در تحقيقات كيفي برگزار شد
در اولين كارگاه بين المللي موضوعات و مسائل چالش برانگيز در تحقيقات كيفي پروفسور جين رابينسون بر لزوم داشتن ديد غير قضاوتي در تحقيق كيفي تاكيد كرد
سومين روز از كارگاه بين المللي موضوعات و مسائل چالش برانگيز در تحقيقات كيفي/پروفسور ويرجينيا براون رويكردهاي كيفي را تشريح كرد
سومين روز از كارگاه بين المللي موضوعات و مسائل چالش برانگيز در تحقيقات كيفي/پروفسور ويرجينيا براون بر لزوم توجه به contaxt در تحقيق كيفي تاكيد كرد

  • کد خبر : 25731
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
تهیه کننده:

مدیر سیستم