بیمارستان سینا / مسلم بن عقیل شهید عرفه
روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: وصال مسلم به ملكوت، او كه در عرفه شهيد شد تا دعاى عرفه را تفسير كند و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافريند.
به گزارش روابط عمومي بيمارستان سينا: در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى عليه السلام كه از سختترين دورههاى تاريخ اسلام نسبت به پيروان اهلبيت و طرفداران حق بود، «مسلم بن عقيل» با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مىشد. پس از شهادت امام مجتبى عليه السلام كه امامت به حسين بن على عليهماالسلام رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره ده ساله بود؛ باز «مسلم بن عقيل» را در كنار امام حسين عليه السلام مىبينيم.
مسلم بن عقيل كيست؟
در ميان جوانان برومند «بنىهاشم»، «مسلم بن عقيل»، فرزند عقيل يكى از چهرههاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مىرفت. «عقيل» برادر حضرت على عليه السلام و دومين فرزند ابوطالب بود.
معاويه، پس از بيست سال سلطنت استبدادى مُرد. يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى خواست اباعبدالله الحسين عليه السلام را هم به بيعت وادار كند، كه سيدالشهدا نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهرهبردارى كند.
«مسلم بن عقيل»، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى «مسلم بن عقيل» در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنىهاشم به خصوص در كنار امام حسن و امام حسين عليهماالسلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را به خوبى فرا گرفت. اجداد «مسلم بن عقيل» كسانى، چون «ابوطالب» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى گذاشتند و «مسلم بن عقيل»، شاخهاى پربار از اين اصل و تبار بود؛ و بنا به اصل وراثت، خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.
مسلم به كوفه اعزام شد تا موقعيت را بررسي نمايد و در كوفه با وجود اين همه بيعتگران جان بر كف و انقلابيهاى آماده براى هرگونه فداكارى در راه حمايت حسين عليه السلام و بر انداختن حكومت يزيد، «مسلم بن عقيل»، طى نامهاى اوضاع را به امام گزارش داد و با بيان شرايط و زمينه مساعد براى نهضت از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد.
اكنون «مسلم بن عقيل»، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران است حضورش مايه دلگرمى اميدواران است شكوه و هيبتى دارد، ميان كوفيان جايى و محبوبيتى دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لكههاى ذلت و ننگ است كلام از شور جانسوز حقيقتهاست، ز «رفتن»ها و «ماندن»هاست. ولى دوران آن كم بود و كم پاييد، تمام شعلهها ناگه فرو خوابيد ...
يزيد براى حفظ سلطه و حاكميت بر كوفه عنصر ناپاك و سفاك و خشنى همچون «عبيدالله بن زياد» را كه حاكم بصره بود، انتخاب كرد. «ابن زياد» با حفظ سمت، والى كوفه نيز شد. ماموريت ابن زياد آن بود كه به كوفه برود و «مسلم بن عقيل» را دستگير كند و سپس او را محبوس يا تبعيد كند، يا به قتل برساند.
با پى بردن به مخفيگاه «مسلم بن عقيل» و مركزيت نهضت و افراد مؤثر در جريان مبارزه، ابن زياد، بيشتر احساس خطر كرد و تصميم گرفت كه هر چه زودتر دست به كار شود و انقلاب را قبل از آن كه به مرحله غير قابل كنترلى برسد، درهم شكسته و سران نهضت و مقاومت انقلابيها را در هم شكند. اين بود كه نقشه حمله گسترده به نهضت و پيشگامان آن و چهرههاى سرشناس تشكيلات «مسلم بن عقيل» كشيده شد و اولين گام، دستگيرى «هانى» بود.
نقش «هانى» در نهضت، بسيار بود؛ از اين رو والى كوفه به فكر دستگيرى «هانى» افتاد تا از اين طريق به «مسلم بن عقيل» هم دسترسى پيدا كند، زيرا ميدانست تا وقتى كه «هانى»، در محل خود مستقر باشد، بازداشت «مسلم بن عقيل» عملى نيست و نيروهاى زيادى كه در اختيار و در فرمان «هانى» هستند، مقاومت و دفاع خواهند كرد. پس بايد با نقشهاي پاى هانى را به «دارالاماره» بكشد و او را در همان جا زندانى كند تا بين او و «مسلم بن عقيل» جدايى بيفتد.
«هانى» به بهانه مريضى پيش «عبيدالله زياد» نميرفت، تا اين كه ابن زياد، چند نفر را در پى او فرستاد و با اين بهانه كه والى كوفه ميخواهد تو را ببيند، او را به دارالاماره بردند.
ابن زياد، با جوش و خروش، براى مردم، سخنانى تهديدآميز، همراه با تطميع، بيان ميكرد. قساوت و خشونت از گفتارش ميباريد. بيشترين تهديد، نسبت به كسانى بود كه به «مسلم بن عقيل» پناه دهند و مژده جايزه به كسى داد كه «مسلم بن عقيل» را يا خبرى از او را نزد او بياورد. «مسلم بن عقيل» نايب و نماينده حسين بود. نسخهاى برابر با اصل. تصميم گرفته بود كربلايى در كوفه بر پا سازد، و حماسهاى به ياد ماندنى و درسى عظيم از قدرت رزمى و روحى يك «مؤمن» در تاريخ، بر جاى بگذارد. و اين چنين كوفه كه به خاطر نهضت براى «مسلم بن عقيل» «وطن» شده بود، اينك به غربت تبديل شده است. «مسلم بن عقيل» بيياوري چون «هاني».
و «مسلم بن عقيل»، غريبى در وطن! «مسلم بن عقيل» براى يافتن خانهاى كه شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در كوچهها غريبانه ميگشت و نميدانست به كجا ميرود.
حسين بن على عليهماالسلام در يكى از منازل ميان راه، خبر شهادت اين سه يار وفادار خويش را شنيد. شهادت «مسلم بن عقيل»، «هانى بن عروه» و «عبدالله يقطر»، امام را ناراحت كرد و امام فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون» و اشك در چشمانش حلقه زد. چندين بار، براى «مسلم بن عقيل» و «هانى» از خداوند رحمت طلبيد و گفت: «خدايا براى ما و پيروانمان منزلتى والا قرار بده و ما را در قرارگاه رحمت خويش جمع گردان، كه تو بر هر چيز، توانايى!» آن گاه نامهاى را كه محتوايش گزارش شهادت آنان و دگرگونى اوضاع كوفه بود بيرون آورد و براى همراهان خود، خواند و گفت: هر كس از شما ميخواهد برگردد، برگردد، از جانب ما بر عهده او پيمان و عهدى نيست...
آرامگاه حضرت «مسلم بن عقيل»، اين شخصيت والا مقام در بيرون باروى - ديوار - مسجد كوفه و در سمت جنوب شرقى آن قرار دارد كه به وسيله راهرو كوتاهى از مسجد ميتوان به درون صحن آن قدم نهاد. حرم حضرت «مسلم بن عقيل» عليه السلام فضاى وسيعى در شرق مسجد كوفه را در برگرفته و از گنبد طلايى بزرگ و چندين رواق و شبستان و ايوان تشكيل شده است و در برابر حرم حضرت «مسلم بن عقيل» و در سمت شمالى صحن او آرامگاه هانى بن عروه قرار دارد.
سلام خدا و فرشتگان و پاكان، بر روح بلند حضرت «مسلم بن عقيل» و «هاني بن عروه» باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمودند و جان خويش را فداى رهبر و مولايشان سيدالشهدا عليه السلام كردند. و درود بر همه ادامه دهندگان راهشان، كه راه «حق» و «آزادى» است.
مأخذ:
تاريخ طبرى
نفس المهموم شيخ عباس قمى (رحمت الله عليه)
ارشاد شيخ مفيد (رحمت الله عليه)
و سايت راسخون
ارسال به دوستان