• تاریخ انتشار : 1398/11/25 - 00:00
  • تعداد بازدید کنندگان خبر : 5
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

بیمارستان سینا / مسلم بن عقیل شهید عرفه

روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي تهران: وصال مسلم به ملكوت، او كه در عرفه شهيد شد تا دعاى عرفه را تفسير كند و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافريند.

به گزارش روابط عمومي بيمارستان سينا: در دوران امامت ده ساله امام حسن مجتبى عليه السلام كه از سخت‌ترين دوره‌‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏ به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود، «مسلم بن عقيل‏» با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد. پس از شهادت امام مجتبى عليه السلام كه امامت ‏به حسين ‏بن على عليهماالسلام رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره ده ساله بود؛ باز «مسلم بن عقيل‏» را در كنار امام حسين عليه السلام مى‏بينيم.

به ياد روح بزرگ انسان‌هاى خودساخته و پاكي كه ايثارشان در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. عظمت انسانى چهره‌‏هاى پرفروغ تاريخ خونبار ما چون «مسلم بن عقيل‏» و «هاني بن عروه»، اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدف‌هايى والاتر از دنيا اعتقاد دارند و ارزش‌هاى متعالى را مى‏جويند. انسان‌هاى نمونه از نظر ايمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، هميشه زينت تاريخ بوده و هستند.

مسلم‏ بن عقيل كيست؟
در ميان جوانان برومند «بنى‌هاشم‏»، «مسلم بن عقيل‏»، فرزند عقيل يكى از چهره‌‏هاى تابناك و شخصيت‌هاى بارز، به شمار مى‏رفت. «عقيل‏» برادر حضرت على عليه السلام و دومين فرزند ابوطالب بود.

معاويه، پس از بيست ‏سال سلطنت استبدادى مُرد. يزيد، پس از معاويه بر سر كار آمد و با تهديد و تطميع بر اوضاع مسلط شد. مى ‏خواست اباعبدالله الحسين عليه السلام را هم به بيعت وادار كند، كه سيدالشهدا نپذيرفت و به طور مخفيانه، همراه با جمعى از خانواده خود، شبانه از مدينه بيرون آمد و به حرم خدا در مكه پناهنده شد، تا در ضمن آن، از فرصت مناسب ايام حج در جهت آگاهانيدن مردم، بهره‌بردارى كند.


«مسلم بن عقيل‏»، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏ بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى «مسلم بن عقيل‏» در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم به خصوص در كنار امام حسن و امام حسين عليهماالسلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درس‌هاى حماسه و ايثار و شجاعت را به خوبى فرا گرفت. اجداد «مسلم بن عقيل‏» كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى ‏گذاشتند و «مسلم بن عقيل‏»، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود؛ و بنا به اصل وراثت، خصلت‌هاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.


مسلم به كوفه اعزام شد تا موقعيت را بررسي نمايد و در كوفه با وجود اين همه بيعت‌گران‏ جان بر كف و انقلابي‌هاى آماده براى هرگونه فداكارى در راه حمايت ‏حسين عليه السلام و بر انداختن حكومت‏ يزيد، «مسلم بن عقيل‏»، طى نامه‏اى اوضاع را به امام گزارش داد و با بيان شرايط و زمينه مساعد براى نهضت از امام خواست كه به سوى كوفه بشتابد.
اكنون «مسلم بن عقيل‏»، نگينى در ميان حلقه انبوه ياران است حضورش مايه دلگرمى اميدواران است شكوه و هيبتى دارد، ميان كوفيان جايى و محبوبيتى دارد، و هر شب، صحبت از جنگ است، سخن از شستشوى لكه‏‌هاى ذلت و ننگ است كلام از شور جانسوز حقيقت‌هاست، ز «رفتن‏»ها و «ماندن‏»‌هاست. ولى دوران آن كم بود و كم پاييد، تمام شعله‌ها ناگه فرو خوابيد ...
يزيد براى حفظ سلطه و حاكميت‏ بر كوفه عنصر ناپاك و سفاك و خشنى همچون «عبيدالله بن زياد» را كه حاكم بصره بود، انتخاب كرد. «ابن‏ زياد» با حفظ سمت، والى كوفه نيز شد. ماموريت ابن‏ زياد آن بود كه به كوفه برود و «مسلم بن عقيل‏» را دستگير كند و سپس او را محبوس يا تبعيد كند، يا به قتل برساند.
با پى بردن به مخفيگاه «مسلم بن عقيل‏» و مركزيت نهضت و افراد مؤثر در جريان مبارزه، ابن زياد، بيشتر احساس خطر كرد و تصميم گرفت كه هر چه زودتر دست ‏به كار شود و انقلاب را قبل از آن كه به مرحله غير قابل كنترلى برسد، درهم شكسته و سران نهضت و مقاومت انقلابي‌ها را در هم شكند. اين بود كه نقشه حمله گسترده به نهضت و پيشگامان آن و چهره‌هاى سرشناس تشكيلات «مسلم بن عقيل‏» كشيده شد و اولين گام، دستگيرى «هانى‏» بود.
نقش «هانى‏» در نهضت، بسيار بود؛ از اين رو والى كوفه به فكر دستگيرى «هانى» افتاد تا از اين طريق به «مسلم بن عقيل‏» هم دسترسى پيدا كند، زيرا مي‏دانست تا وقتى كه «هانى»، در محل خود مستقر باشد، بازداشت «مسلم بن عقيل‏» عملى نيست و نيروهاى زيادى كه در اختيار و در فرمان «هانى» هستند، مقاومت و دفاع خواهند كرد. پس بايد با نقشه‌اي پاى هانى را به «دارالاماره‏» بكشد و او را در همان جا زندانى كند تا بين او و «مسلم بن عقيل‏» جدايى بيفتد.
«هانى» به بهانه مريضى پيش «عبيدالله زياد» نمي‏رفت، تا اين كه ابن‏ زياد، چند نفر را در پى او فرستاد و با اين بهانه كه والى كوفه مي‏خواهد تو را ببيند، او را به دارالاماره بردند.
ابن ‏زياد، با جوش و خروش، براى مردم، سخنانى تهديدآميز، همراه با تطميع، بيان ميكرد. قساوت و خشونت از گفتارش مي‏باريد. بيشترين تهديد، نسبت ‏به كسانى بود كه به «مسلم بن عقيل‏» پناه دهند و مژده جايزه به كسى داد كه «مسلم بن عقيل‏» را يا خبرى از او را نزد او بياورد. «مسلم بن عقيل‏» نايب و نماينده حسين بود. نسخه‌‏اى برابر با اصل. تصميم گرفته بود كربلايى در كوفه بر پا سازد، و حماسه‌‏اى به ياد ماندنى و درسى عظيم از قدرت رزمى و روحى يك «مؤمن‏» در تاريخ، بر جاى بگذارد. و اين چنين كوفه كه به خاطر نهضت ‏براى «مسلم بن عقيل‏» «وطن‏» شده بود، اينك به غربت تبديل شده است. «مسلم بن عقيل‏» بي‌ياوري چون «هاني».
و «مسلم بن عقيل‏»، غريبى در وطن! «مسلم بن عقيل‏» براى يافتن خانه‌اى كه شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در كوچه‏ها غريبانه مي‌گشت و نمي‏دانست‏ به كجا مي‌رود.

حسين ‏بن على عليهماالسلام در يكى از منازل ميان راه، خبر شهادت اين سه يار وفادار خويش را شنيد. شهادت «مسلم بن عقيل‏»، «هانى‏ بن عروه» و «عبدالله يقطر»، امام را ناراحت كرد و امام فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون‏» و اشك در چشمانش حلقه زد. چندين بار، براى «مسلم بن عقيل‏» و «هانى» از خداوند رحمت طلبيد و گفت: «خدايا براى ما و پيروانمان منزلتى والا قرار بده و ما را در قرارگاه رحمت ‏خويش جمع گردان، كه تو بر هر چيز، توانايى!» آن گاه نامه‌اى را كه محتوايش گزارش شهادت آنان و دگرگونى اوضاع كوفه بود بيرون آورد و براى همراهان خود، خواند و گفت: هر كس از شما مي‏خواهد برگردد، برگردد، از جانب ما بر عهده او پيمان و عهدى نيست...

آرامگاه حضرت «مسلم بن عقيل‏»، اين شخصيت والا مقام در بيرون باروى - ديوار - مسجد كوفه و در سمت جنوب شرقى آن قرار دارد كه به وسيله راهرو كوتاهى از مسجد مي‏توان به درون صحن آن قدم نهاد. حرم حضرت «مسلم بن عقيل‏» عليه السلام فضاى وسيعى در شرق مسجد كوفه را در برگرفته و از گنبد طلايى بزرگ و چندين رواق و شبستان و ايوان تشكيل شده است و در برابر حرم حضرت «مسلم بن عقيل‏» و در سمت‏ شمالى‏ صحن او آرامگاه هانى بن عروه قرار دارد.

سلام خدا و فرشتگان و پاكان، بر روح بلند حضرت «مسلم بن عقيل‏» و «هاني بن عروه» باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمودند و جان خويش را فداى رهبر و مولايشان سيدالشهدا عليه السلام كردند. و درود بر همه ادامه دهندگان راهشان، كه راه «حق‏» و «آزادى‏» است.


مأخذ:
تاريخ طبرى
نفس المهموم شيخ عباس قمى (رحمت الله عليه)
ارشاد شيخ مفيد (رحمت الله عليه)
و سايت راسخون
  • کد خبر : 25969
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
تهیه کننده:

مدیر سیستم