تلویزیون اینترنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران
مراسم یادبود زندهیاد دکتر مسعود رفعتی
مراسم یادبود زندهیاد دکتر مسعود رفعتی، مدیر خوشنام نظام سلامت، با حضور دکتر محمدرضا ظفر قندی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دکتر سید رضا رئیس کرمی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران و جمعی از مدیران، اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران و جامعه پزشکی کشور برگزار شد. در این مراسم، همکاران و همراهان این مرحوم، ضمن تسلیت فقدان او، از ویژگیهای شخصیتی و کارنامه درخشان مدیریتیاش به نیکی یاد کردند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر کاظم رهنما، معاون پشتیبانی مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) دانشگاه علوم پزشکی تهران، با توصیف شخصیت دکتر رفعتی گفت: اگر بخواهم شخصیت ایشان را در چند کلمه خلاصه کنم، بیش از هر چیز “ادب”، “اخلاق نیکو” و “مردمداری” ایشان جلب توجه میکرد.
وی در ادامه با اشاره به دانش تخصصی دکتر رفعتی افزود: بسیاری از همکاران از او به عنوان “رفرنس قوانین و مقررات” یاد میکردند. در جلسات مشترک متعددی که با ایشان داشتیم، تسلط، تجربه و دیدگاههای مدیریتیشان همواره راهگشا بود.
دکتر رهنما با بیان اینکه جای خالی دکتر رفعتی تا مدتها پر نخواهد شد، تصریح کرد: ایشان سالهای سال به عنوان یک پزشک متعهد، دوستی صمیمی و مدیری دلسوز به نظام سلامت کشور خدمت کردند. حضور پرشور جمعیت در این مراسم باشکوه، گواهی بر محبوبیت و جاذبه شخصیتی ایشان در میان همکاران و مردم است.
در ادامه این مراسم، علیرضا تکلو، مدیر بیمارستان بهارلو دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز ضمن تسلیت به خانواده آن مرحوم و جامعه پزشکی کشور، اظهار داشت: دکتر رفعتی از مدیران ارزشمند و یکی از ستونهای دانشی در دانشگاه علوم پزشکی تهران و وزارت بهداشت بودند. فقدان ایشان حقیقتاً در بدنه نظام سلامت حس میشود.
تکلو با اشاره به خصلتهای بارز اخلاقی دکتر رفعتی افزود: ایشان انسانی دلسوز و خوشاخلاق بودند و ما قدردان تمام زحماتشان هستیم. امیدوارم خداوند روح بلندشان را با اولیا و انبیا محشور گرداند و همکاران ما بتوانند در مسیر خدمت صادقانه، رهرو راه ایشان باشند.
این مراسم با ادای احترام به خدمات ماندگار مرحوم دکتر مسعود رفعتی و همدردی با خانواده ایشان پایان یافت؛ غمی که به گفته همکارانش، تا دیرزمانی در جامعه پزشکی کشور باقی خواهد ماند.
مهدی رجبیان، در حاشیه این مراسم دلنوشته ای را برای دوست مرحوم خود سرود:
دکتر رفعتی عزیز لبخندهای متینت را یادم میآید؛ لبخندهایی از سر مهربانی، بیصدا و بیادعا... لبخندهایی که بیشتر از آنکه روی لبانت باشند، در نگاهت زندگی میکردند.
آرام بودی؛ و چه عجیب که آدم در کنار تو، آرامتر میشد. حتی وقتی عصبانی میشدی، باز هم مهربانی از کلامت میبارید؛ همان «گلم» گفتنت هنوز در گوشم مانده است...
و حالا چقدر سخت است باور کنیم که دیگر صدایت را نمیشنویم، دیگر آن لبخند متین را نمیبینیم، و دیگر آن نگاه آرام و معلمانه را در راهروهای دانشگاه جستوجو کنیم و نبینیم.
دغدغهات همیشه «بهبود» بود؛ بهتر شدن آدمها، بهتر شدن کارها، بهتر شدن دانشگاه...
شاید هیچوقت نفهمیدی چه بسیار آدمهایی که از تو آموختند؛ که میشود باسواد بود و متواضع ماند، میشود مدیر بود و مهربان ماند، میشود صاحب جایگاه بود و دل کسی را نشکست.
و حالا تو رفتهای...
دانشگاه همچنان شلوغ است، آدمها میآیند و میروند، کارها ادامه پیدا میکنند، اما برای ما که تو را میشناختیم، دیگر اینجا چیزی کم دارد...
تو را کم داریم.
و چه سنگین است فقدان مردی که کسی از او دلگیر نبود؛ مردی که حتی اگر با او همنظر نبودی، باز هم نمیتوانستی نجابتش را انکار کنی.
استاد عزیز...
مرگ، آدم را از کنار ما میبرد، اما بعضی آدمها با رفتنشان، تازه بیشتر در دل آدمها جای میگیرند.
تو در خاطره کسانی که به آنها فرصت دادی، در دل کسانی که از آنها دفاع کردی، در آموختههای شاگردانت، در آرامشی که به همکارانت بخشیدی و در دل همه کسانی که دوستت داشتند، زنده خواهی ماند.
من دلم برای «دوستم» گفتنت تنگ خواهد شد؛ برای لبخندهای متینت، برای آن نگاه عمیق و نجیبت، برای آرامشی که با خودت میآوردی، و برای مردی که دانشش بسیار بود، اما بزرگیاش را هرگز به رخ کسی نکشید.
چه حیف شد استاد...
چه حیف شد که رفتی و چه زود خالی شد جای تو در این دانشگاه...
بعضی رفتنها را نمیشود باور کرد؛ هر بار که نامت میآید، دل هنوز منتظر است در باز شود و تو وارد شوی، با همان آرامش همیشگی، با همان لبخند متین، و با همان «گلم» گفتنهای مهربانت...
اما دیگر نمیآیی...
و این، تلخترین قسمتِ رفتن توست.
استاد مسعود رفعتی عزیز، آرام بخواب...
ما میمانیم و خاطراتت، و جای خالی مردی که آرام بود، آرامش میبخشید، مهربان بود، نجیب بود، و هیچگاه برای بزرگ بودن، کسی را کوچک نکرد.روحت شاد استاد... جای خالیات همیشه در دل ما خواهد ماند.
ارسال به دوستان