تلویزیون اینترنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران
نقش تغذیه در سلامت روان؛ از مغز تا خلقوخو
دکتر سیدعلی مصطفوی، معاون پژوهشی مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به ارتباط عمیق میان تغذیه و سلامت روان گفت: ارتباط میان آنچه افراد مصرف میکنند و وضعیت روانی و هیجانی آنان، یکی از مؤثرترین عوامل در سلامت فردی و اجتماعی به شمار میرود. وی با تأکید بر نقش کلیدی سلامت روان و تغذیه در جوامع امروزی افزود: این دو مؤلفه، علاوه بر ارتقای رفاه و احساس بهزیستی در سطح فردی، در سطح اجتماعی نیز موجب افزایش پویایی، کارآمدی و توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میشوند.
معاون پژوهشی مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: تغذیه نامناسب میتواند منجر به بروز اضطراب، کاهش تمرکز و اختلالات خلقی شود و در مقابل، اختلالات روانی نیز زمینهساز بروز مشکلات تغذیهای و افزایش وزن خواهد بود؛ موضوعی که نشاندهنده ارتباط دوسویه و پیچیده این دو حوزه است.
وی در تشریح ابعاد زیستی این ارتباط اظهار داشت: مغز انسان با وجود آنکه تنها حدود دو درصد از وزن بدن را تشکیل میدهد، بین ۲۰ تا ۲۵ درصد از کالری مصرفی روزانه را به خود اختصاص میدهد. همچنین حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از ساختار چربیهای مغز از اسیدهای چرب ضروری بهویژه امگا ۳ تشکیل شده است؛ در حالی که کمبود این اسیدهای چرب در الگوی تغذیه بسیاری از افراد مشاهده میشود.
دکتر مصطفوی ادامه داد: مطالعات علمی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از ریزمغذیها قادر به عبور از سد خونی ـ مغزی هستند و میتوانند بهصورت مستقیم بر عملکرد مغز، خلقوخو و رفتار انسان تأثیر بگذارند. انتقالدهندههای عصبی مغز از پیشسازهای آمینواسیدی تأمین میشوند که از طریق مصرف پروتئینها، از جمله تریپتوفان، در اختیار بدن قرار میگیرند.
وی افزود: در فرایند تبدیل تریپتوفان به انتقالدهندههای عصبی، ویتامینهای گروه B بهویژه B6، B9 و B12 نقش اساسی دارند و کمبود این ویتامینها میتواند موجب کاهش سطح سروتونین مغز و در نتیجه اختلال در سلامت روان شود.
به گفته این پژوهشگر، شواهد علمی همچنین نشاندهنده ارتباط کاهش سطح ویتامین D با افت خلقوخو و افزایش علائم افسردگی است و بهبود سطح این ویتامین میتواند در کاهش این علائم مؤثر باشد. علاوه بر این، ریزمغذیهایی مانند منیزیم و روی در تنظیم عملکرد روانی نقش دارند و کمبود آهن، بهویژه در نوجوانان، میتواند باعث کاهش تمرکز شود.
معاون پژوهشی مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان تأکید کرد: طرح این مباحث به معنای توصیه عمومی به مصرف مکملهای غذایی نیست. تشخیص نیاز به مصرف ریزمغذیها باید بر اساس رویکرد پزشکی شخصمحور و متناسب با شرایط هر فرد انجام شود. این تشخیص از طریق ارزیابی تخصصی، معاینات بالینی و آزمایشهای ساده توسط متخصصان تغذیه امکانپذیر است و بر همان اساس میتوان توصیه یا تجویز مناسب را ارائه کرد.
ارسال به دوستان